سریال لروکس / همه جا تو قسمت 14


لیلا و فیروزه از خانه بیرون می آیند و از اینکه لروکس و دمیر را در فضای رمانتیکی تنها گذاشته اند خوشحالند، و منتظرند تا نقشه شان عملی شود. مردی که برای قطع برق اجیر شده بود، با صورتی سیاه بخاطر برق گرفتگی سراغ آنها آمده و با عصبانیت از آنها پولش را میخواهد. لیلا و فیروزه برای اینکه شر درست نشود به او هرچه میخواهد می دهند.
لروکس و دمیر در حیاط خانه بین شمع ها نشسته اند. دمیر پاکت را به لروکس نشان میدهد و به او توضیح میدهد که پاکت را در اتاق آقا ییلدیریم پنهانی با پاکت دیگری عوض کرده است، زیرا حدس می زده که چیز خوبی در آن پاکت نیست. لروکس متعجب می شود. دمیر به خاطر اینکه او بدون اطلاع از محتوای پاکت به بوراک اعتماد کرده بود، او را ملامت میکند. لروکس میگوید که به بوراک اعتماد کامل دارد و محتوای پاکت برای او مهم نیست. دمیر از لروکس میخواهد که پاکت را باز کند، اما لروکس از ترس اینکه اعتمادش نسبت به بوراک از بین برود، برای این کار دو دل است. دست لروکس به شمع خورده و روی دست دمیر می ریزد. لروکس سریع پمادی را از خانه آورده و روی دست دمیر می زند. او میگوید که در روستایشان، از این پماد برای زخمهای حیوانات استفاده میکنند. دمیر متعجب می شود و به او برمیخورد. لروکس توضیح میدهد که حیوانات بهترین دوستان او هستند و لفظ بدی به شمار نمی آید. دمیر به داخل خانه برمی‌گردد،اما لروکس تا دیروقت با خودش کلنجار می رود و نمی‌تواند بد نیتی بوراک را قبول کند. برای همین پاکت را باز نکرده و به بوراک اعتماد میکند.
ایبو با آیدا تماس تصویری گرفته و سگی را که جراحی کرده بود به او نشان میدهد. او میگوید که وسایل مربوط به پانسیون را تهیه کرده است. آیدا میگوید که فردا با ماشینی به آنجا آمده تا وسایل را بگیرد.
صبح، دمیر بیدار شده و میبیند که دستش کاملا خوب شده است. او متوجه می شود که لروکس در بالکن خوابش برده. او لروکس را بیدار میکند تا به داخل برود و سپس با بوراک تماس میگیرد و در اسرع وقت میخواهد او را در شرکت ببیند.
دمیر به شرکت رفته و منتظر بوراک است. وقتی بوراک می آید، دمیر بدون هیچ حرفی عکسها را روی میز می چیند و از او توضیح میخواهد. بوراک شوکه شده و میخواهد بداند که دمیر عکسها را از کجا آورده است.او وقتی میفهمد که دمیر خودش از روی میز آقا ییلدیریم پاکت را برداشته، میگوید که آقا ییلدیریم متوجه نبود پاکت می شود‌، اما دمیر توضیح میدهد که پاکت را با پاکت دیگری، در مورد پیشرفت شرکت از طریق کارهای خیر،که برای شرایط آلارا آماده کرده بود عوض کرده است، و در مقابل آقا ییلدیریم تظاهر کرده است که از محتوای پاکت خبر داشته و لروکس به خواسته او پاکت را آورده، و اینگونه آبروی شرکت را خریده است. او از بوراک در مورد عکس ها سوال میکند و بوراک میگوید که اطلاعی از عکاس آنها ندارد. دمیر از بوراک میخواهد که دیگر در کارهای شرکت بدون اطلاع او دخالتی نکند و اگر توانایی این کار را ندارد، از شرکت برود. او بوراک را بخاطر سو استفاده از اعتماد لروکس مواخذه میکند.
لروکس در خانه مشغول صحبت با اوستا محرم است. اوستا محرم وقتی میفهمد برق خانه لروکس قطع شده،به آنجا می رود تا برق را درست کند. هم‌زمان، لیلا و فیروزه نیز به خانه لروکس آمده و پنهانی حیاط را نگاه میکنند تا طبق شواهد حدس بزنند که آیا دیشب اتفاقی بین لورکس و دمیر افتاده است یا نه. اوستا محرم وقتی آنها را می‌بیند، با آنها بحثش می شود. فیروزه، شوکر برقی از جیبش درآورده و به اوستا محرم شوک می دهد و سپس فرار میکنند. لروکس وقتی اتفاقی اوستا محرم را در حیاط روی زمین می بیند،فوری پیش او رفته و او را داخل می آورد.
کمی بعد، بوراک دم خانه لروکس آمده و میگوید که میخواهد با او حرف بزند. آنها با یکدیگر سوار ماشین شده و به سمت شرکت می روند.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز