سریال لروکس / همه جا تو قسمت 15


بوراک در ماشین ناگهان عصبی شده و با سرعت بالا شروع به رانندگی میکند.او در مورد زحماتی که تا این روز برای شرکت کشیده و کارهایی که کرده اما بی نتیجه بوده اند، صحبت میکند. لروکس که سر از حرفهای او در نمی آورد، خیلی ترسیده و از بوراک میخواهد که نگه دارد. وقتی بوراک نگه میدارد، لروکس پیاده شده و با او بحث میکند. او تاکسی گرفته و خودش به شرکت می رود. همان موقع اسن خانم با بوراک تماس گزینه و غیر مستقیم خانواده او را تهدید میکند. بوراک از این دردسر کلافه شده و هرطور شده باید برای اسن خانم کار انجام دهد. برای همین نمی‌تواند فعلا از شرکت استعفا بدهد.
در شرکت، آلارا آمده و برای کارکنان جلسه ای جهت ساخت پرورشگاه گذاشته است. لروکس وارد شده و طی جلسه هر سوالی که میکند، آلارا با بدرفتاری جواب او را میدهد و خودش را خیلی میگیرد. لروکس متعجب شده و خودش را کنترل میکند تا چیزی نگوید.کمی بعد،دمیر لروکس را به اتاقش میخواند، و به او خبر میدهد که طبق خواسته آقا ییلدیریم،تغییری در روند طراحی ایجاد شده و حتما باید تا روز بعد محوطه حیاط هتل ها را طراحی کنند. او از لروکس میخواهد که مروه را به گلخانه ودات بفرستد تا نقشه های گلخانه را تحویل بدهد تا برای کارشان آماده شود.
بورا به حیاط پیش مروه می رود و به او بلیت سینما داده و از او میخواهد که امروز زودتر از شرکت بیرون بیایند و با یکدیگر وقت بگذارند. مروه حرف او را قبول نمیکند و زیاد مایل به این کار نیست.
در شرکت، عظمیه پیش لروکس و آیدا آمده و خبر میدهد که وسایل پانسیون گربه به ساختمان رفته است. لروکس میگوید که هنوز وسایل را تحویل نداده اند، و متعجب می شود. آیدا میگوید که او با ایبو هماهنگ کرده و وسایل را با یکدیگر تحویل داده اند. لروکس تازه متوجه قضیه شده و سپس با کنایه از آیدا تاریخ عقد و عروسی او و ایبو را می پرسد. آیدا خجالت کشیده و میگوید که هیچ خبری بین آنها نیست، اما لروکس نگاه های مرموزانه ای به او میکند. کمی بعد، وقتی مروه نیز پیش آنهاست، بورا آنجا آمده و مروه را در عمل انجام شده قرار میدهد. او به دروغ میگوید که مروه وقت دکتر قلب دارد و باید او را به دکتر ببرد. آیدا و لروکس نگران مروه می شوند. مروه خودش از دروغ بورا شوکه شده و به اجبار همراه او می رود. وقتی آنها بیرون می روند، مروه از اینکه به دوستانش دروغ گفته و رابطه پنهانی با بورا دارد حالش بد می شود. او و بورا از رفتن به سینما منصرف شده و به کافه هپی پای می روند.
بوراک در شرکت به اتاق دمیر رفته و از او بابت اشتباهی که در مورد پروژه آقا ییلدیریم انجام داد عذرخواهی می‌کند. دمیر به او تذکر میدهد که دیگر نباید چنین کاری بکند.
بورا با آیدا تماس میگیرد و به او میگوید که حال مروه زیاد خوب نیست و از او میخواهد که به کافه بیاید.
لروکس به سمت آدرس گلخانه ودات می رود. بادبادک چند بچه روی درختی گیر کرده و لروکس بالا می رود تا بادبادک را آزاد کند.او هنگام پایین آمدن ناگهان پایش لیز خورده و ودات که او را میبیند،سریع او را بغل میکند. آنها با یکدیگر آشنا شده و کمی حرف می زنند. سپس لروکس پروژه را از کیفش بیرون آورده و به ودات میدهد. ودات تازه میفهمد که طبق انتظارش، او مروه است که پروژه آقا ییلدیریم را برای او آورده است. قبل از اینکه لروکس خودش را معرفی کند، آیدا با او تماس گرفته و از او میخواهد که سریع به کافه بیاید. لروکس با عجله از ودات خداحافظی کرده و می رود.
لیلا خانم به دور از چشم فیروزه خانم، بخاطر نگرانی از شوک دادن به اوستا محرم، دم خانه لروکس رفته تا سرک بکشد. او دم خانه ناگهان اوستا محرم را میبیند و به شدت می ترسد. اوستا محرم کارت ویزیت خودش را به لیلا خانم میدهد و میگوید که در صورت نیاز با او تماس بگیرد. بعد از رفتن اوستا محرم، لیلا خانم نیز سریع می رود.
در کافه، همه بچه ها جمع شده اند. آنها دوباره در مورد عملیات چیتا صحبت میکنند و تصمیم دارند با آوردن یک مشتری خاص، او را صرفا با دمیر طرف کرده و با اذیت کردن او،از شرکت فراری اش دهند.
ایبو به آیدا پیام میدهد و میگوید که به دنبالش دم شرکت آمده است. آیدا در جواب به او میگوید که در کافه است و از او میخواهد به کافه بیاید. ایبو دم در شرکت دمیر را میبیند که در حال رفتن به خانه است. او از دمیر دعوت میکند که با یکدیگر به کافه بروند.
در کافه بچه ها روی تخته وایت برد در مورد عملیات چیتا نوشته اند و در مورد آن صحبت میکنند. بوراک ناگهان به ذهنش می رسد که میتواند از اسن خانم به عنوان مشتری خاص استفاده کند. همان لحظه، دمیر وارد کافه شده و با دیدن همه بچه ها و همچنین خواندن تخته وایت برد میگوید :«عملیات چیتا دیگه چیه ؟»
همه شوکه می شوند.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز