سریال لروکس / همه جا تو قسمت 17


بوراک که مست است به لروکس میگوید برای دیدن و حرف زدن با او آمده است. لروکس وقتی احوال او را می‌بینید، میگوید که الان فرصت مناسبی نیست و سپس داخل می رود تا برای بوراک قهوه درست کند. دمیر که از بالا حرفهای آنها را می شنود پایین آمده و لروکس را سین جیم میکند. او از تصور اینکه بین لروکس و بوراک چیزی است ، او را توبیخ کرده و میگوید بین کارکنان یک شرکت نباید رابطه ی عاطفی وجود داشته باشد. لروکس انکار کرده و میگوید بوراک بی خبر آمده است و حالش خوب نیست. در حین صحبت کردن آنها، پدر و مادر لروکس که در شهر دیگری زندگی میکنند، با او تماس تصویری میگیرند. گوشی لروکس روی میز حیاط کنار بوراک جا مانده است. بوراک گوشی را جواب داده و پدر و مادر لورکس از دیدن یک پسر غریبه در خانه دخترشان متعجب می شوند. بوراک که مست است حرفهای بی ربط می زند و سپس از لروکس تعریف میکند و میگوید که به او بدی کرده و عذرخواهی می‌کند. سپس گوشی را قطع کرده و همان جا خوابش می برد. پدر و مادر لروکس متعجب شده و متوجه ماجرا نمی شوند. آنها تصور می‌کنند مدت زیادی دخترشان را تنها گذاشته و از او بی‌خبر بوده اند.
لروکس با قهوه بیرون آمده اما هرکاری میکند بوراک بیدار نمی شود. او و دمیر به زحمت بوراک را بغل کرده و بیرون می برند و او را سوار تاکسی میکنند تا به خانه اش برود. سپس هر دو داخل می روند تا سر ماجراهای امروز با یکدیگر صحبت کنند. آنها هر دو آمدن آلارا و بوراک به خانه را اشتباه میدانند. لروکس حرفهای دمیر را تایید کرده و میگوید او پسر خوشتیپ و خوش هیکل و با موقعیت مناسبی است و همه دخترها دنبال او هستند، پس باید خانه ای مجردی برای خودش داشته باشد، و بهتر است آنجا را ترک کند تا بتواند به راحتی رفت و آمد داشته باشد. سپس به اتاقش می رود . دمیر از حرفهای لروکس خنده اش می گیرد. لروکس در اتاق به حرفهایی که زده فکر میکند و از خودش حرصش میگیرد.
صبح، بوراک با اسن خانم سر قرار رفته و ماجرا را برای او تعریف میکند و از او میخواهد به عنوان مشتری سمج و اذیت کننده وارد شرکت شده تا از این طریق هم بتواند پولش را بگیرد و هم با رفتن دمیر، خود بوراک به جایگاه او برسد. اسن خانم حرف او را قبول کرده و با خنده می رود.
صبح وقتی لروکس از خواب بیدار می شود، متوجه می شود که دمیر در حال رنگ کردن اتاق کار خود است. کمی بعد در می زنند. دمیر پایین رفته و در را باز میکند. پدر و مادر لروکس به همراه چمدان پشت در ایستاده و از دیدن دمیر متعجب می شوند. آنها ابتدا فکر میکنند آدرس را اشتباه آمده اند. لورکس دم در آمده و با دیدن پدر و مادرش شوکه می شود و آنها را به داخل دعوت می کند. پودر لروکس از دیدن دمیر در خانه دخترش عصبی شده و اخمهایش در هم فرو رفته است. او از لروکس توضیح میخواهد. همزمان لیلا و فیروزه برای حرف زدن دوباره با بچه ها دم خانه می آیند که پدر و مادر لروکس را می‌بینند. آنها ابتدا فکر میکنند که خانواده آنها برای حل کردن مسأله خانه و شکایت آمده اند.
برای همین تصمیم میگیرند داخل بروند تا بتوانند رضایت آنها را جلب کنند. اما وقتی وارد حیاط می شوند حرفهای دمیر و لروکس را می شنوند و متوجه می شوند که لروکس نمیخواهد ماجرای خانه لو برود و از دمیر خواهش دارد این قضیه را مطرح نکند و بهانه دیگری برای بودن خودش در خانه پیدا کنند.
لروکس و دمیر به داخل برمیگردند. پدر لروکس منتظر توضیحی است. همان لحظه لیلا و فیروزه که موقعیت را برای مدیون کردن لروکس و دمیر به خودشان مناسب دیده اند، وارد خانه شده و خودشان را عمه های دمیر معرفی میکنند و به خانواده لروکس توضیح میدهند که وسایل دمیر زیاد بوده و چون لروکس اتاق خالی در خانه داشت، به صورت موقت وسایل دمیر را آنجا آورده اند و دمیر برای همین صبح به آنجا آمده است. دمیر و لروکس از پیدا شدن آنها و فهمیدن ماجرا از طریق آنها متعجب می شوند، اما چیزی نمی‌گویند . لروکس از اینکه نجات پیدا کرده خوشحال است، اما دمیر از اینکه دروغ گفته اند ناراحت است و این کار را اشتباه میداند. لروکس توضیح میدهد که پدرش بیماری قلبی دارد و از دمیر باز هم خواهش میکند که این ماجرا مخفی بماند زیرا موجب سلب اعتماد خانواده اش می شود. دمیر به ناچار قبول میکند.
وقتی بقیه مشغول صحبت در تراس هستند، دمیر یاد کودکی خودش در همین خانه و ترک کردن خودشان توصی مادرش می افتد.او به اتاقش رفته و ناگهان چمدان لباسهایش را جمع میکند. سپس دوباره پایین آمد و برای رفتن به سرکار خداحافظی میکند. لیلا و فیروزه میگویند که برای شب خانواده لروکس را به خانه شان دعوت کرده اند و دمیر نیز باید بیاید. دمیر و لروکس در عمل انجام شده قرار گرفته اند و چیزی برای گفتن ندارند.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز