سریال لروکس / همه جا تو قسمت 18


دمیر زودتر بیرون آمده و به شرکت می رود. عظمیه به او بسته ای شکلات میدهد که از طرف آلارا آمده است. دمیر بی اهمیت به شکلات به اتاقش می رود.
بعد از رفتن لیلا و فیروزه از خانه آنها، پدر لروکس از پرحرفی آنها به ستوه آمده و دوست ندارد شب به خانه آنها برود، اما مادرش میگوید درست نیست که دعوت آنها را رد کنند. وقتی لروکس آماده رفتن به سرکار می شود. پدرش او را صدا زده و در مورد بوراک از او میپرسد. لروکس شوکه شده و نمی‌فهمد که آنها بوراک را از کجا میشناسند. پدرش با عصبانیت به او توضیح میدهد که شب گذشته بوراک با آنها از خانه لروکس حرف زده است. لروکس توضیح میدهد که بوراک همکار اوست و شب گذشته مست بوده و بخاطر صحبت در مورد مشکلات کاری به آنجا آمده بود. پدر و مادر لروکس از اینکه همکار او آن وقت شب برای مسأله کاری دم خانه دختری جوان رفته، او را ملامت میکنند. لروکس ناراحت شده و گریه اش میگیرد. پدرش او را دلداری میدهد. لروکس با حس عذاب وجدان از دروغ به خانواده اش، سر کار می رود.
در شرکت، لروکس وقتی بوراک را می‌بیند، با او بخاطر کار شب گذشته بحث میکند. بوراک ناراحت شده و از او معذرت خواهی میکند. دمیر آنها را به اتاقش صدا زده، و پروژه پرورشگاه آلارا را به بوراک، و پروژه آقا ییلدیریم را به لروکس میسپارد. لروکس از اینکه دمیر حتما بخاطر حرفهای آلارا در مورد خودش، این تصمیم را گرفته، حرصش میگیرد. بوراک نیز از اینکه حس میکند عرضه پروژه آقا ییلدیریم را نداشته، عصبی می شود. دمیر از آنها میخواهد که طبق گفته او عمل کنند. بوراک هنگام بیرون آمدن، کاغذ یادداشت بسته شکلات را که آلارا به دمیر داده بود روی میز میبیند و از اینکه چیزی بین آنهاست، برای خودش فکرهایی میکند.
در حیاط شرکت، بچه ها پیش بوراک و لروکس آمده و میگویند که تصمیم دارند عملیات چیتا را شروع کنند. لروکس قبول میکند. آنها با مشتری خاص یعنی اسن خانم هماهنگ کرده و قرار میگذارند.
لیلا و فیروزه خانم به بازار رفته تا برای شب خرید کنند. آنها خوشحال هستند و به این فکر میکنند که از طریق خانواده لروکس، سعی کنند باعث رابطه و وصلت دمیر و لروکس شوند.
پدر و مادر لروکس در خانه مشغول بررسی هستند. آنها به اتاق دمیر می روند. پدر لروکس از اینکه همه وسایل تخت و میز و غیره مرتب در اتاق چیده شده است، حرصش میگیرد، اما مادرش به چمدانهای لباس جمع شده اشاره میکند و اطمینان میدهد که او اینجا زندگی نمیکند و فقط وسایلش را گذاشته است.
آلارا با دمیر برای نشان دادن محل پروژه پرورشگاه قرار میگذارد. او با خودش وسایل پیک نیک آورده است. دمیر به همراه بوراک سر قرار رفته و به آلارا میگوید که مسئول پروژه از این به بعد بوراک است. آلارا جا میخورد و انتظار کار کردن با دمیر را دارد. او میخواهد در مورد پروژه با دمیر صحبت کند، اما دمیر میگوید کار دارد و زودتر می رود.الارا مجبور می شود با بوراک صحبت کند‌.
بچه ها برای رفتن سر قرار با اسن خانم آماده اند و منتظر بوراک هستند که دیر کرده است. وقتی بوراک می آید، همگی سریع سر قرار می روند. اسن خانم از اینکه آنها دیر کرده اند عصبی شده است. او به بادیگارد های خود میسپارد که در قایقش چند تکه سنگ بگذارند که در صورت اینکه از کارکنان شرکت خوشش نیاید، آنها را داخل آب بیندازد. وقتی بچه ها می رسند، غیر از بوراک و فرخ که اسن خانم را می‌شناسند، تازه متوجه می شوند که اسن خانم همان زنی است که در کافه دیده بودند و متوجه می شوند با یک مشتری پولدار طرفند. همگی داخل قایق می روند. فرخ استرس دارد و نگران است.
ودات که از لروکس، که فکر میکند او مروه است، خوشش آمده، به همراه یک گلدان به شرکت می آید. او از عظمیه سراغ مروه را میگیرد. عظمیه میگوید مروه در شرکت نیست. ودات تصمیم می‌گیرد که به دمیر سر بزند. عظمیه از ودات خوشش آمده و به او خیره شده است. دمیر و ودات به حیاط شرکت می روند. ودات به دمیر میگوید که از مروه خوشش آمده و همچنین توضیح میدهد که مروه دیروز در مورد پروژه به او توضیح نداده و سریع رفته است. دمیر به ودات توضیح میدهد مروه همان کسی است که بخاطر شرکت مجبور شده از همکار دیگری جدا شود و ازدواج نکنند.بنابراین کسی که از رابطه جدی به تازگی بیرون آمده برای او مناسب نیست.
لروکس که به همراه بچه ها سر قرار نرفته، به خانه رفته تا نهار را با پدر و مادرش بخورد. او مادرش را در حمام مشغول جمع کردن لیاهاس کثیف برای شستن میبیند. لروکس سریع لباس دمیر را از لای لباسها برمیدارد و به همراه مادرش برای صرف نهار می رود.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز