سریال لروکس / همه جا تو قسمت 23


در خانه پدر لروکس به مادر او میگوید که متوجه شده است بوراک، رئیس لروکس است و برای همین لروکس مجبور است مقابل او سکوت کند و وقتی او به خانه اش آمده چیزی نگفته است. او میگوید که این کار بوراک را بی جواب نمی‌گذارد و با لروکس نیز صحبت خواهد کرد.
در شرکت، لروکس با آیدا و مروه در مورد اینکه دمیر مقابل خانواده اش سکوت کرده و بخاطر او به هتل رفته است، صحبت میکند. او میگوید که این مدت اخیر دمیر برای او کارهای زیادی کرده و برای همین زیاد موافق عملیات چیتا و مشتری اذیت کننده نیست. ایبو که حرفهای او را می شنود، جلو آمده و او را تأیید می‌کند و می‌گوید که دمیر پسر خوبی است. اما بورا عصبی شده و لورکس را عامل تشکیل عملیات چیتا، و کسی که همه چیز را شروع کرد میداند. او بخاطر اینکه دمیر باعث مشکل بین او و مروه شد ناراحت است. ایبو و بورا سر این مسأله بحث میکنند و بورا بیرون می رود. مروه سریع پشت سر بورا بیرون رفته و ناگهان به او میگوید که عقد پنهانی فوری انجام دهند و به کسی چیزی نگویند. بورا متعجب و خوشحال شده و قبول میکند.
لروکس به خانه می رود. پدرش او را به حیاط برده و میخواد در مورد بوراک با او صحبت کند. لروکس میگوید که پدرش اشتباه میکند و بوراک فقط از دوستان اوست و هرگز بی خبر به آنجا نمی آید. همان لحظه بوراک با یک دسته گل سر زده وارد خانه آنها می شود. لروکس درمانده و ضایع می شود. پدر لروکس با او صحبت کرده و از او ایراد میگیرد.بوراک میگوید که برای عذرخواهی بابت آن شب آمده است. پدر لروکس از اینکه بوراک بخاطر رئیس بودن از کارکنانش کار زیاد میکشد و صمیمیت بیش از حد دارد گله میکند. بوراک از شنیدن این حرف متعجب می شود. همان لحظه پدر بوراک سرفه اش گرفته و بحثشان قطع می شود. مادر لروکس بوراک را داخل برده و به او میگوید که لروکس به او و بقیه کارکنان شرکت به چشم خانواده نگاه میکند و در آتلیه خود عکس تمامی آنها را چاپ کرده است. بوراک شوکه شده و از عکسهای لروکس خبر ندارد. مادر لروکس به او هشدار میدهد که کسی نباید از دختر او سو استفاده کند.
دمیر پیش ودات می رود. ودات به او میگوید که پدرش مدام با او تماس میگیرد و اصرار دارد که حتما با دمیر صحبت کند. او میگوید که شاید مشکلی برای پدرش پیش آمده و شنیدن حرفهایش دیر شود. دمیر با وجود اینکه کنجکاو می شود، اما باز هم دلش نمی‌خواهد با پدرش صحبت کند و بی اهمیت به اصرارهای ودات از آنجا می رود.
شب دمیر به هتل می رود. آلارا با او تماس گرفته و میگوید که در مورد موضوعی قصد صحبت با او را دارد. دمیر میگوید که در هتل پدر او ساکن است و آلارا برای فردا با او قرار میگذارد.
لروکس در خانه خوابش نمی برد و کلافه است.او به دمیر پیام میدهد و در مورد جا و خورد و خوراک او سوال میکند. دمیر بعد از کمی جواب دادن، دیگر جواب او را نمی‌دهد و داخل وان می رود.
پدر دمیر به ودات پیام داده و میگوید که دیگر تحمل ندارد و فردا صبح به استانبول می آید و به خانه قدیمی شان که میداند دمیر آنجا ساکن است ،می رود. ودات شوکه شده و سریع با دمیر تماس میگیرد، اما دمیر که داخل وان است متوجه نمی شود. ودات سپس با لروکس، که تصور میکند مروه است، تماس میگیرد و ماجرا را به او میگوید و دنبال دمیر میگردد. لروکس از تصور رو به رو شدن پدر دمیر با خانواده اش و لو رفتن همه چیز، شوکه شده و استرس میگیرد.او سریع حاضر شده و به هتل می رود تا با دمیر صحبت کند. او خودش را نامزد دمیر معرفی کرده و شماره و کلید اتاق او را میگیرد و به آنجا می رود. دمیر از دیدن لروکس شوکه می شود.لروکس ماجرا را به او میگوید. او با ودات تماس گرفته و میگوید که پدرش را منصرف کند، اما ودات میگوید که پدرش تلفن را جواب نمی‌دهد.
مادر لروکس از خواب بیدار شده و متوجه می شود که لروکس خانه نیست. او و پدر لروکس هر دو نگران شده و هرچه با او تماس می‌گیرند لروکس متوجه گوشی اش نیست.
دمیر از اینکه لروکس ماجرا را از کجا فهمیده است او را سین جیم میکند و از اینکه لروکس به کسی در مورد خودشان گفته باشد عصبی است. لروکس دنبال بهانه است که چه جوابی بدهد. همان لحظه در اتاق دمیر را می زنند.دمیر در را باز کرده و آلارا را می بیند. آلارا از دیدن دمیر و لروکس شوکه می شود.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز