سریال لروکس / همه جا تو قسمت 7


لروکس و مروه و آیدا به کافه می روند. آنها مشغول صحبت در باره نقشه های عملیات چیتا برای اذیت کردن دمیر هستند. مروه وسط صحبت یاد بورا افتاده و ناراحت می شود. لروکس و آیدا به او دلداری میدهند. لروکس در مورد دعوت شام به خانه فیروزه و لیلا خانم جهت صحبت درباره خانه، به بچه ها می گوید.
شب، دمیر و لروکس با یک جعبه شیرینی به خانه فیروزه و لیلا می روند. فیروزه خانم و لیلا خانم که میز مفصلی برای شام چیده اند، وقتی که آنها به خانه می آیند، از لحظه اول شروع به پذیرایی میکنند و اجازه نمی‌دهد صحبت در مورد خانه باز شود. هر زمان دمیر میخواهد حرفی بزند آنها اصرار به غذا و دسر خوردن کرده و بحث را عوض میکنند. آنها وقتی می‌بینند که دیگر راه چاره ای ندارند، به بهانه ای میز را ترک و گوشه ی از خانه مشغول صحبت برای راه چاره می شوند. فیروزه خانم پیشنهاد می‌دهد که اگر سعی کنند کاری کنند تا دمیر و لروکس عاشق یکدیگر شوند، دیگر پیگیری خانه را نکرده و هر دو از خدا خواسته با هم در آنجا زندگی میکنند. لیلا خانم از این پیشنهاد استقبال کرده و دنبال راهی برای عاشق کردن آنها می گردند. آنها سر میز برگشته و به اصرار با لروکس و دمیر عکس سلفی میگیرند . لروکس ناگهان عصبانی شده و شروع به دادو بیداد میکند و میگوید :«می‌خوام در مورد خونه حرف بزنم.هرکسی راجع به غذا خوردن و دسر خوردن و چیزای دیگه صحبت کنه زبونش رو میبُرم». همان لحظه فیروزه خانم از شدت شوکه بیهوش می شود. همگی هول شده و بالای سر او می روند.
مروه و آیدا با یکدیگر بیرون رفته اند. آنها در مورد نقشه ای برای از میان برداشتن دمیر صحبت میکنند. آیدا که از قبل با بورا هماهنگ کرده، هنگامی که مروه برای خرید ذرت می رود، به او میگوید که برایش کاری پیش آمده و باید برود. سپس به بورا اشاره میکند و از مروه میخواهد با بورا که لب ساحل نشسته، ذرتش را بخورد و در مورد نقشه حرف بزند. مروه از دست آیدا حرصش میگیرد اما خودش نیز که در دلش بورا را دوست دارد ،پیش او می رود، ولی خودش را برای او میگیرد.
دمیر و لروکس به خانه برمی‌گردند. وقتی لروکس به حیاط می رود تا به ساکیز، بز خود سر بزند، مردی را سرنگ به دست بالای سر او می بیند. لروکس عصبانی شده و چون فکر میکند آن مرد دزد است و قصد جان ساکیز را کرده، شروع به کتک زدن او میکند. اما بعد متوجه می شود که تو ایبو است. دمیر نیز از دیدن ایبو در خانه متعجب می شود. لروکس از ایبو معذرت خواهی میکند. ایبو توضیح میدهد که ساکیز احتیاج به ویتامین داشته و برای اینکه به او نگوید تا هول نشود، خودش آمده تا به او ویتامین بزند. دمیر از اینکه ایبو چگونه وارد خانه شده متعجب است. لروکس توضیح میدهد که کلید خانه را زیر گلدان دم در گذاشته و به ایبو اطلاع داده است. بعد از رفتن ایبو، دمیر با لروکس بر سر اینکه چرا کلید جدید خانه را دست دیگران داده بحث میکند و از دست لروکس عصبی است. لروکس از اینکه او را حرص میدهد خوشحال است و به حرفهای او اهمیتی نمی‌دهد.
ودات،دوست دمیر در گلخانه خود مشغول صحبت تلفنی با پدر دمیر، عمو آتیلا است. پدر دمیر میخواهد دمیر را ببیند اما ودات به او میگوید که الان وقت مناسبی نیست و باید سر فرصت این کار را بکند.
صبح، دمیر از خواب بیدار شده و بعد از ورزش، با سر و صدا در آشپزخانه، باعث بیدار شدن لروکس می شود. لروکس با عصبانیت بیدار شده و وقتی میخواهد به حمام برود، دمیر جلوی او را میگیرد و از او میخواهد به حمام دیگر که درش را قفل کرده و اجازه ورود به دمیر نمی‌دهد، برود. سپس خودش به حمام می رود. وقتی دمیر به حمام می رود، لروکس کلید آن در که دمیر فکر میکند حمام است را برداشته و داخل می رود . آنجا یک زیر زمین است که لروکس آن را تبدیل به تاریک خانه عکاسی کرده است . او پشت میزش نشسته و به عکسهایی که چاپ کرده با لبخند رضایت بخشی نگاه میکند.
دمیر پیش ودات می رود تا با هم صبحانه بخورند. ودات به او میگوید :«اون دختره(لروکس) چرا پیش دوست پسرش نمیمونه؟» دمیر میگوید :«اون دوست پسرش نیست که.» ودات میگوید :«از کجا میدونی ؟ آدم به کی دیگه کلید میگه مگه؟ چون شب رفت و آمد می‌کنه حتما یه چیزی بینشون هست.» دمیر ناگهان به فکر فرو رفته اما دیگر چیزی در این باره نمی‌گوید. ودات سر صحبت در مورد پدر دمیر را باز میکند و میگوید که او میخواهد دمیر را ببیند، اما دمیر عصبی شده و مقاومت میکند. ودات میگوید :«چند سال گذشته، چی میشه یک بار هم گوش بدی.» اما دمیر اهمیتی نداده و ودات نیز بیخیال می شود.
لروکس به شرکت می رود. او و آیدا و مروه در مورد اینکه بوراک در حال انجام پروژه ای هست که نمیخواهد دیگران ببینند، صحبت میکنند. آیدا حدس می زند که شاید او با کسی آشنا شده و پروژه بهانه است. کمی بعد، فرخ سر میز بوراک آمده و پرونده ساختگی مربوطه را روی میز او میگذارد.
دمیر به شرکت آمده و در مورد مهمانی شب به همه تذکر میدهد که دیر نکنند. او همچنین به لروکس میگوید که همراه او برود زیرا با او کار دارد. لروکس پرونده‌ پروژه هایی که لازم است را با خودش برمیدارد اما پرونده ها از دستش افتاده و وقتی آنها را جمع میکند تا ببرد، پرونده روی میز بوراک نیز با آنها قاطی می شود.
او سوار ماشین دمیر می شود. دمیر میگوید که چون میداند او دیر به مهمانی می رسد، به عمد او را زودتر صدا زد تا بیرون بیاید و برای شب آماده شود. لروکس از اینکه دمیر با جدیت در مورد اخلاق او نظر میدهد و تصمیم می‌گیرد عصبی می شود.
فرخ سر میز بوراک آمده و از او میخواهد پرونده را امضا کند. اما هرچه می‌گردند آن را پیدا نمی‌کنند. بوراک متوجه می شود که پرونده دست لروکس است.
آنها استرس میگیرند و دنبال راه حلی برای پس گرفتن پرونده هستند.
لروکس و دمیر به خانه می رسند. دمیر به لروکس یک ربع مهلت میدهد تا او حاضر شود. لروکس از اینکه دمیر برای او تعیین تکلیف میکند حرصش میگیرد‌. او با خونسردی به اتاق رفته تا حاضر شود. او کمتر از یک ربع حاضر شده و بیرون می آید. دمیر از دیدن او با لباس شیک و آرایش کرده شوکه شده و به او زل می زند. هنگام رفتن، او به بهانه آسیب دیدگی کتف لروکس از او میخواهد که روی لباسش که باز است، یک کت بپوشد اما لروکس به حرف او گوش نمی‌دهد.
در مهمانی، بوراک پیش لروکس آمده و به بهانه حرف زدن او را گوشه ای می برد و پنهانی از کیف او کلید خانه اش را بر میدارد. لروکس با دوست بوراک، تایلان آشنا می شود. آنها شروع به رقصیدن می کنند. دمیر وقتی این صحنه را می بیند، غیرتی می شود و بعد از رقص، به لروکس هشدار میدهد که تا وقتی با همدیگر همخانه هستند حق داشتن روابط شخصی را ندارند. او میگوید که تایلان بدون توقع به او نزدیک نشده و حتما از او انتظاراتی دارد . لروکس از حرف دمیر حرصش میگیرد و از او میخواهد که در کارهایش دخالتی نکند‌.
مهمانی تا شب ادامه دارد. بورا با مروه می‌رقصد و از او میخواهد که با یکدیگر آشتی کنند اما مروه همچنان با او سر سنگین است و قصد آشتی کردن به این زودی ها ندارد.
لروکس که شارژ گوشی اش در حال تمام شدن است، برای پیدا کردن پریز وارد ساختمان خانه میزبان، آقا ییلدیریم، که قصد طراحی خانه او را دارند می شود. تایلان که او را زیر نظر دارد، پشت سر او وارد خانه می شود. لروکس وارد اتاق خواب شده و گوشی خود را به شارژ می زند.بوراک از موقعیت استفاده کرده و به سمت خانه لروکس می رود تا پرونده را پیدا کند.
در حیاط، دمیر همه را دور هم جمع کرده و میخواهد به همراه آقا ییلدیریم با آنها صحبت کند‌. او وقتی متوجه می شود که لروکس حاضر نیست، داخل خانه رفته تا او را پیدا کند . تایلان نیز به اتاق پیش لروکس رفته و قصد نزدیک شدن به او را دارد. لروکس عصبانی شده و شروع به دعوا با او میکند. آنها با یکدیگر درگیر می شوند. دمیر از راه رسیده و وقتی این صحنه را میبیند، با تایلان درگیر شده و او را کتک می زند. سپس بیرون آمده و سعی در آرام کردن خشم لروکس دارد. لروکس میخواهد به خانه برود. دمیر بیخیال مراسم شده و به اصرار همراه لروکس به سمت خانه می رود.
بوراک با ماسکی به صورت، وارد خانه لروکس شده و در حال گشتن است. لروکس و دمیر از راه رسیده و در حیاط می‌نشینند تا کمی صحبت کنند. لروکس از اینکه میداند دمیر میخواهد او را نصیحت کند عصبی است، اما برعکس دمیر او را دلداری داده و مقصر نمی‌داند. بوراک وقتی میفهمد آنها آمده اند، از اینکه دمیر به خانه لروکس آمده متعجب می شود. او منتظر میماند تا دمیر برود. کمی بعد، دمیر بیرون رفته تا ماشین را قفل کند. لروکس متوجه می شود که کلیدش را گم کرده و روی زمین دنبال آن می گردد. بوراک از در پشتی پنهانی بیرون می آید و ناگهان به لروکس میخورد. لروکس روی زمین می افتد و بوراک بالای سر او با نگرانی می نشیند. همان لحظه دمیر وارد خانه شده و این صحنه را میبیند و شوکه می شود.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز