سریال لکه قسمت 22

یاسمین که به زنده بودن آردا و حرفهای بیرکان شک دارد، طاقتش تمام شده و به سمت بیمارستان می رود‌ . او آردا را می‌بینید که زنده و سالم است، اما آردا هیچ چیز به یاد نمی آورد. جم می خواهد با یاسمین صحبت کند اما یاسمین با او حرف نمی زند. او بعد از بیمارستان، دم در کلانتری می رود که اعتراف کند، ولی پشیمان شده و برمی گردد. سوبو و سروان جواد او را دم در می بینند.
وقتی یاسمین به خانه می رود، سرپیل به او زنگ زده و بابت فیلمی که از او در حال سیلی زدن به فیشر در اینترنت پخش شده است به او افتخار می کند. یاسمین که در جریان فیلم نیست، آن را می بیند و متوجه می شود که جم آن را دیده و برای همین پشیمان است.
شیرین نگران پیدا شدن از طریق سرپیل است و نمی‌داند چه باید بکند. یاسمین به او قول می دهد که برای رها شدن از دست سرپیل کمکش کند.
بیرکان برای بازجویی از آردا به خانه آنها می رود. آردا همچنان چیزی به یاد نمی آورد. جم به خانه آمده و با دیدن بیرکان عصبانی می شود و به او هشدار می دهد دیگر تو را اطراف خانواده خود و یاسمین نبیند. بیرکان که عصبانی شده، در صدد ایجاد دردسر برای جم است.
در شرکت جم، وقتی رئیس فیلم پخش شده را می بیند، متوجه می شود عکس هایی که محمد نشان داده بود دروغ بوده اند. محمد اظهار بی اطلاعی می کند و تظاهر می کند خودش هم فکر می‌کرده که حقیقت دارند.
جم با عصبانیت به شرکت سرپیل رفته و به خاطر فرستادن یاسمین پیش فیشر شاکی است. سرپیل به او می گوید که یاسمین از طرف محمد برای آن شب به عنوان مترجم فیشر استخدام شده بود. جم به شدت عصبی شده و فیشی که به اسم محمد بود را گرفته و می رود.
اکبر دوست جم، به رستورانی که یاسمین و فیشر آنجا رفته بودند می رود و فیلم های دیگری که محمد با گارسون صحبت می کند و بابت این کار به او پول می دهد را می گیرد.
بیرکان به خانه یاسمین می رود. یاسمین علاقه ای با صحبت با او ندارد. بیرکان به او می گوید که برای بازجویی به خانه آردا رفته و او چیزی یادش نمی آید. یاسمین آب پاکی را ریخته و به بیرکان می گوید که علاقه ای به او ندارد. بیرکان میخواهد حداقل به عنوان دوست یاسمین کنارش باشد و در مشکلات به او کمک کند. یاسمین به او می گوید که در مورد شیرین به او کمک کند تا سرپیل را تحویل پلیس بدهد. بیرکان مجبور می شود پیش سرپیل برود و ماجرای اطلاع یاسمین از کارهای خلاف سرپیل را بگوید و از سرپیل می خواهد فرمالیته به کلانتری آمده و او بازجویی اش کند. سرپیل اصرار دارد که بیرکان شیرین را بکشد اما او قبول نمی کند.

FaFa

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز