Loading Posts...

سریال هدیه را ببنیم یا نبینیم؟ معرفی سریال هدیه و حواشی آن

این ویدئو، اولین قسمت از ویدئوهای معرفی سریال هدیه است. اگر تا حالا در مورد سریال هدیه یا همون عطیه نشنیده اید یا نتونستید تصمیم بگیرید که تماشاش بکنید یا نه، امیدواریم با این معرفی کوتاه، بتونید تصمیم بگیرید. اگر بعد از تماشای این ویدئو، تصمیم گرفتید هدیه رو تماشا کنید، به سایت آپاراتچی دات لایو برید. اونجا می تونید این سریال رو هم با زبان اصلی و زیرنویس فارسی و هم با دوبله ی فارسی پیدا کنید. اگر هم نمی خواید همه ی قسمت ها رو ببینید و ترجیح میدید مستقیم برید سراغ قسمت های هیجان انگیز پایانی، می تونید تو چند دقیقه پاورقی همه قسمت سریال رو تو همین کانال مشکی گوش کنید. خب…. هدیه دومین سریال ترکیه ای نت فلیکس است و پس از انتظاری طولانی، عاقبت بیست و هفتم دسامبر سال 2019 و تنها چند روز پیش از آغاز سال نوی میلادی منتشر شد. وقتی به یاد بیاوریم که نت فلیکس بزرگترین و محبوب ترین پلتفرم سرگرمی در اینترنت است، بهتر خواهیم دانست که چرا سریال هدیه مهم است؛ به خصوص برای ترکیه و مردمش. ولی گویا فقط برای ترکیه ای ها مهم نبوده؛ چون سریال توانست ده ها میلیون بیننده از بیش از 180 کشور دنیا را جذب خودش کند. هدیه بلافاصله پس از انتشار روی پلتفرم آنلاین نت فلیکس، به میان ترندهای برتر شبکه های اجتماعی در ترکیه رسید. هم پای بیننده های ترکیه ای، مخاطبان غیرترک نت فلیکس در سراسر جهان هم به استقبالش رفتند. نخستین واکنش ها به سریال بسیار مثبت بودند. بنابر کامنت های بیننده هایی که فصل نخست سریال رو تماشا کرده اند، داستان فصل اول خیلی ها را درگیر کرده و بسیاری از آن لذت برده اند و البته، پس از داستان جذاب، بازی بازیگرها را بسیار ستوده اند. احتمالا همین هم سبب شد که هنوز سه روز از انتشار سریال نگذشته و سال میلادی نو آغاز نشده، بیننده های ترکیه ای همه ی هشت قسمت فصل نخست را تماشا کنند و انتظارها و درخواست ها برای زودتر آماده و پخش شدن فصل دوم این درام رازآلود آغاز شود! با این همه، هنوز زمان پخش فصل دوم مشخص نشده. سریال از همان زمان آغاز تولیدش هم انتظار برانگیز بود و یکی از تولیدات پرهیایوی نت فلیکس به شمار می رفت. داستان شگفت انگیز و غیرمعمول در کنار بازیگران مشهور و بااستعداد و البته، تیم نویسندگان شاخص و بین المللی توجه های زیادی را به سوی سریال کشیده بود. در میان نویسندگان سریال، نام جیسون جورج آمریکایی هم به چشم می خورد  که از نویسندگان سریال بلک لیست و نارکوس  بوده. کانون داستان، ویرانه های گوبکلی تپه و نمروت، مهم ترین ویرانه های تاریخی ترکیه و جهان اند. خبرها هم از حمایت مالی وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه از این پروژه می گویند. این وزارتخانه البته تنها از فیلم های سینمایی حمایت می کند، ولی احتمالا گستردگی شبکه ی توزیع نت فلیکس آن ها را قانع کرده برای شناساندن این محیط های تاریخی به دیگران و جذب گردشگر، در این سریال سرمایه گذاری کنند.   سریال، بی حاشیه هم نبود. از همان اول کار، همزمان با رشد تعداد بیننده ها، حاشیه های سریال هم بزرگتر و بیشتر شدند. اولین مورد یک سکانس معاشقه در همان قسمت های نخست است. صحنه ی عشق بازی برن ساات و متین آکدولگر دود از کله تان بلند می کند! اگر ببیننده ثابت و پیگیر سریال های استانبولی باشید، لابد سریال قرن باشکوه یا همان حریم سلطان را دیده اید و می دانید که برن ساات و متین آکدولگر در آن سریال، هرچند غیرمستقیم نقش مادر و فرزند را داشتند. وقتی صحنه عشق بازی آن ها را ببینید و یک آن، این سابقه را به یاد بیاورید، اولش متاسف می شوید، ولی بعد، الکتریسیته آن ها فورا جذبتان می کند. با این همه، این صحنه در شبکه های اجتماعی کم واکنش منفی نداشت و کسانی، کنار هم قرار گرفتن این دو بازیگر را در این صحنه، شیطنت سازندگان سریال خواندند و البته، برخی هم با پیش کشیدن تئوری های فرویدی، آن را تلاش فرامتنی سازندگان برای عمق بخشیدن به داستان دانستند. پس از آن، ماجراهای نمادهای سریال شروع شد. بسیاری به سریال حمله کردند و متهمش کردند که شیطان پرستی را ترویج می کند. در مورد نمادهای سریال یک مشکی پلاس اختصاصی ساخته ایم و مفصل از همه ی نظریه هایی که در مورد آن ها شکل گرفته گفته ایم. بیشتر نظریه ها این نماد را نشان پیوند میان مرگ و زندگی دانسته اند. سفر از استانبول به گوبکلی تپه و نمروت، از آناتولی می گذرد و پلی می زند میان جهان روحانی و جهان مادی. جهان باستانی و جهان مدرن. جستجو و تغییر. برسیم به داستان سریال. هدیه اقتباسی است از رمان بیداری دنیا از خانم شنگول بویباش . داستان سریال شباهت هایی به dark، the oa و cloud atlas دارد و حتی ممکن است سریال بین های قدیمی را یاد سریال لاست هم بیندازد. ماجرا از چه قرار است؟ شخصیت اصلی، عطیه، که برن ساآت نقشش را بازی می کند، نقاش است، از قید و بند آزاد است و زندگی را به میل خودش پیش می برد. او زندگی خوبی در استانبول دارد. خانواده ای که دوستش دارند، دوست پسری خوش بر و رو و ثروتمند و دوست داشتنی. تنها گیر زندگی او، مادرش است که عطیه آموخته با آن هم کنار بیاید. مهم تر از همه این ها ولی، او در تدارک نخستین نمایشگاه انفرادی نقاشی هایش است. در نمایشگاه پیرزنی سراغ عطیه می آید. پیرزنی که در هر گوشه ای پیداست، ولی کسی جز عطیه او را نمی بیند. نقاشی های او همگی اشکال مختلفی از یک نمادند که او از کودکی تنها همان را می کشد. همین نماد عطیه را سر راه ارهان با بازی مهمت گونسور، می گذارد. ارهان باستان شناسی است که در ویرانه های گوبکلی تپه یک نماد کشف می کند؛ همانی که عطیه از کودکی نقاشی اش را می کشیده. عطیه به منطقه حفاری می رود. ارهان، عطیه را جدی نمی گیرد. هرچه باشد، عطیه زنی  است که می خواهد وارد منطقه حفاری گوبکلی تپه بشود و سال ها هم هست که دارد یک نماد را می کشد! هرکه باشد مطمئن می شود او دیوانه است. با این همه در نهایت ارهان او را باور می کند و این چنین سرنوشت ارهان و عطیه با هم گره می خورد؛ طوری که به نظر می رسد، هرگز از هم جدا نشود. زندگی عطیه زیر و رو می شود و او تلاشی را آغاز می کند برای کشف رازهای گذشته اش، رازهایی که در آن ویرانه های باستانی پنهان شده اند. در قسمت بعدی این ویدئو، مفصل از داستان سریال خواهیم گفت و شخصیت های داستان را معرفی می کنیم. ممنون از اینکه تا اینجا با من همراه بودید.

Leave a Comment