هوشنگ برای خرید بیرون رفته است که با چمچاره و مینا روبه رو می شود.
چمچاره که از خریدهای لاکچری هوشنگ تعجب کرده و می خواهد سر از کارش در بیاورد مستاجر بودن او را یادآوری می کند. در همین حال پیامکی به گوشی هوشنگ فرستاده می شود: «وام جور شد خداروشکر.» ناگهان هوشنگ از این رو به آن رو می شود و با عصبانیت سر چمچاره فریاد می زند و بی اصل و نسب بودن و دزدی اجدادش را یادآوری می کند و در آخر می گوید: «چند روز دیگه خونتو خالی میکنم.»
سر شام هوشنگ دیدار با چمچاره را برای خانواده ش تعریف می کند . آنها از رفتار محکم او خیلی خوششان می آید. همچنین قرار می شود که با پول وام خانه ی چهارخوابه اجاره کنند.
در شمال مامورانی وارد شرکت یاران جنگل می شوند و به منشی و آبدارچی می گویند: «شرکت شما متهمه به جنگل خواری و جعل سند .» سپس سراغ مدیر عامل را می گیرند . آبدارچی شرکت می گوید: «مدیر عامل قبلی فوت کردن حرف و حدیث هست که مدیر عامل جدید در تهران ساکنه .»
بعد از تشکیل جلسه ای در دادگاه گروهی برای پیدا کردن مدیر عامل یاران جنگل به تهران می روند.

در خاف بانک ، کامروا ، هوشنگ را به عنوان کیس ویژه به رئیس بانک معرفی می کند . او هم با گرفتن فقط چند تا امضا خیلی سریع کار آنها را راه می اندازد . کامروا می گوید: «تا دستت گرمه داری وام میدی ما داریم یه شرکت زیست محیطی راه میندازیم به نام یاران آب. یه وام سیصد میلیاردی برای اونجا بدین . مدیر عاملش خانم زحمتکشه .» بعد از اینکه هوشنگ کمی از آنها دور می شود. کامروا چشمکی به رئیس بانک می زند و می گوید: «تمام مبالغ یاران جنگل رو بریز تو حساب آقای شرافت.»
وقتی کامروا می فهمد که‌هوشمند از حسابش دزدی می کرده به او‌ می گوید: «دیگه بهت پول نمیدم به مادرت هم می گم دیگه بهت پول نده .» هوشمند حرف مهشید سوهان عسلی و مریم بادوم زمینی و ندا کلوچه را وسط می کشد و پدرش را تهدید کوچکی می کند . کامروا بلافاصله کارت بانکی اش را در اختیار او می گذارد.
چمچاره هم که در تعقیب هوشنگ است او را در خاف بانک زیر نظر دارد و از دولا راست شدن دیگران جلوی هوشنگ تعجب می کند.
در شرکت هوشنگ پشت میزش نشسته و شهره تلفنی از او می خواهد از خودش جنم و جدیت نشان دهد او هم سر الهام فریاد می زند و بداخلاقی می کند و از این کار لذت می برد.
در جلسه ای با همان ترکیب همیشگی، نوردیده گزارشی در جهت صادرات می دهد. آنها خود را به عنوان بزرگترین تولید کننده نخود مرغوب بالای پنج میلی متر معرفی می کنند. سعیدی درباره دستاوردهای وارداتی توضیح می دهد. در واقع از آنجایی که مصرف گوشت مضرات زیادی دارد آنها با واردات زیاد نخود سعی کرده اند که نخود را جایگزین گوشت کنند. در آخر خانم زحمتکش می گوید: «در واقع ما تونستیم با نخود مقام اول صادرات و واردات رو بگیریم . این خیلی عالیه.»
کامروا و همسرش و هوشمند سر میز شام هستند و هوشمند درباره خانه با عشق و محبتشان حرف می زند. مادرش که انگار به کامروا مشکوک شده با لحن کنایه آمیزی می گوید: «مگه میشه هروز عاشق پدرت نشد . یکی از چیزایی که منو عاشق پدرت کرد همین وفاداریشه .» سپس هوشمند که قصد دارد با آتویی که از پدرش دارد از مادرش باج بگیرد(!) بحث خانه مجردی را مطرح می کند که با مخالفت شدید مادرش روبرو می شود.

عکس های قسمت دوازدهم سریال هیولا (قسمت 12):

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز