سریال هیولا قسمت 13


در همایشی برای مزایده ی نقاشی های استاد مدبر، ژاویز برای هوشنگ توضیح می دهد:« ما تنها مجموعه آثار مدبر رو داریم پس هرچی قیمت بره بالاتر مجموعه مون با ارزش تره. » آنها در گوشه ای از سالن می نشینند و کامروا به هوشنگ اصرار می کند که برای افزایش قیمت او هم دستش را بالا ببرد. بعد با گوشه ی چشم به مردی که آن طرف سالن نشسته اشاره می کند که در همان حالت از هوشنگ  عکس بگیرد.

گوشی کامروا زنگ می خورد و او برای جواب دادن از سالن خارج می شود. کامروا به کسی که آن طرف خط است می گوید: «الان که نمی تونی بیای اینجا فلور اینجاست. ظهر میام پیشت. » سپس فلور از راه می رسد و می گوید: «دوباره شروع کردی به هرز رفتن؟ » کامروا زیر بار نمی رود تا اینکه فلور عکس او  و خانم زحمت کش را نشان می دهد که البته باز هم کامروا زیر بار نمی رود و می گوید: «فتوشاپه ! من غلط کردم ! برای سوتفاهم، زندگیمونو خراب نکن. الان می خوای طلاق بگیری؟ » فلور می گوید: «طلاق؟!! این همه سال با بی پولیات زندگی نکردم که الان پاشم برم یکی دیگه با پولات عشقو حال کنه. »

متهمان پرونده یاران جنگل را دستگیر کرده اند. ماموری توضیح می دهد: « اینارو خیلی راحت با دادن مقداری پول گول زدن، مدارک و امضاهاشون رو جمع کردن بعد رفتن پی کارشون. » کمالی می گوید: «پس تنها راهمون اینه که رد معاملات مالی شونو بگیریم برسیم به بانکشون. »

چمچاره با رشوه دادن به یک کارمند بانک حساب هوشنگ را چک می کند. وقتی می فهمد او 20 میلیارد در حسابش دارد صورتش از ناراحتی و تعجب کج می شود! او این موضوع را به مینا می گوید مینا هم غش می کند! وقتی به هوش می آید چمچاره می گوید: «من مطمینم یا درگیر پولشویی شده یا اختلاس. بالاخره رو می شه. » مینا خوشحال و امیدوار می شود اما وقتی می فهمد مبلغ 20میلیارد ریال نبوده و به تومان بوده دوباره غش می کند.

فلور عکس خانم زحمت کش  که در عکس با پوشش نامناسبی است را به خانم های اعضای هییت مدیره نشان می دهد. در آن عکس دست مردی دور کمر اوست. خانم ها هم جلوی کامرا حسابی زحمت کش را مسخره می کنند و می گویند که آن دست هم لابد متعلق ب مرد بی سلیقه ای است. در ادامه کامروا ضمن تشکر از فلور بابت حذف کردن صورت او در عکس قول می دهد که اوضاع را درست کند.

وقتی مهری از ماشین مردی که به تازگی با او آشنا شده پیاده می شود، هوشنگ او را می بیند و در خانه داد و بیداد را می اندازد و به خاطر آبرویش خیلی نگران است. اما وقتی با ناله ها و گریه های مهری و شهره مواجه می شود به ناچار قبول می کند که برای مادرش خواستگار بیاید.

هنگامی که خانم زحمت کش وارد جلسه ی اعضای هییت مدیره می شود هیچکس او را تحویل نمی گیرد. در این جلسه نوردیده می گوید: «می خواهم تمام تابلوهای معتضدی رو خریداری کنم. » ژاویز توضیح می دهد: «فهمیدم که استاد تا شیش ماه دیگه بیشتر زنده نیست. برای یه نقاش هیچی بهتر از مرگ نیست. قیمت آثارشون میره بالا. » در جلسه خرید آثار استاد تصویب می شود. کامروا می گوید: «یه خبر دارم. هییت مدیره یاران جنگل دستگیر شدن و الان ماموران در یک قدمی دستگیری ه.ش هستند. کسی کار ناتمومی با این پرونده نداره؟ یه گردنی هست که بندازیم گردنش! » نوردیده چند مورد را برای انداختن به گردن ه.ش مطرح می کند. در ادامه ژاویز همانجا در جلسه سرش پایین می افتد و سعیدی نبض او را می گیرد و می گوید که مرده است. اعضای جلسه همزمان گوشی هایشان را برمی دارند و سعی می کنند تابلوهای او را خریداری کنند.

عکس های قسمت سیزدهم سریال هیولا (قسمت 13):

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز