Loading Posts...

سریال کرگدن قسمت 12

دانیال و بچه ها مارک را داخل ماشین می برند و او را سوال پیچ می کنند. مارک که به وسیله افشین نصف صورتش توی اسید سوزانده شده به آنها می گوید: «باور کنید نوید مرده. من خودم او را توی قبر گذاشتم و رها هم شاهد بود. » رها با سر حرف او را تایید می کند و کاظم می گوید: «ولی از جنازه سوخته که چیزی معلوم نمی شود. » مارک ادامه می دهد: «به خواست ونوشه من هرماه به حساب پرتویی مدیر شرکتی که نازنین در آن کار می کند پول واریز می کنم. از ونوشه هم خیلی وقت است خبر ندارم. فکر کنم خارج از کشور باشد. » و در آخر می گوید: «نوید خیلی پسر خوبی بود و حیف شد. » و سوار موتورش شده می رود. بهنام و نازنین از گوشه خیابان مارک را می پایند. طاهر و دخترهایش به پزشکی قانونی فرا خوانده می شوند. کاظم و بقیه هم آنجا حاظر می شوند. پزشک به آنها می گوید: «از باقی مانده جسد سوخته در داخل قبر فهمیده اند که جسد متعلق به نوید نبوده و متعلق به فردی به نام سامان دادفر می باشد. » دانیال ناگهان چشمش به کیانا مرادی می افتد و به طرف او می رود ولی کیانا خودش را بین جمعیت گم و گور می کند. دانیال به یاد می آورد که اولین بار سامان دادفر به عنوان وکیل پایه یک دادگستری به سراغ او آمده بود و چون از قدرت بدنی دانیال خبر داشت، از او درمورد احقاق حق زنی به نام سیمین کلانی که شوهرش او را رها کرده و بود و حقش را نداده بود کمک خواسته بود. دانیال با دیدن سیمین و دختر کوچکش دلش به رحم آمده بود و با کمک دادفر به شرکت شوهر سیمین رفته بود و او را کتک زده بود. ولی وقتی فیلم درگیری او شوهر سیمین در شبکه های مجازی پخش شده بود دانیال با ناراحتی به دادفر گفته بود که خودش را از اینجور ماجراها پس می کشد. همان جا دادفر چالش آدرنالین را به او معرفی کرده بود و به او گفته بود در آخر این چالش پول زیادی به دست خواهد آورد و به این ترتیب دانیال وارد شرکت تبلیغاتی دهکده شده بود. قصه جسد سوخته دادفر هم از این قرار بود که او به عنوان وکیل ونوشه وظیفه انجام کارهای حقوقی و همچنین ترخیص محموله های ونوشه را از بنادر  به عهده داشت. اما دادفر به کمک همسرش سیمین کلانی یا همان کیانا مرادی با متوقف کردن ترخیص محموله ها از گمرک تقاضای پول و سهم بیشتری از ونوشه می کند و به او هشدار می دهد: «اگر محموله شما دو سه روز بیشتر در گمرک بماند من دیگر نمی توانم کمکتان کنم. » بالاخره ونوشه به ظاهر قبول می کند که دادفر قسمتی از بارها را به نام خودش ثبت کند. دادفر راضی و خوشحال از این معامله به اسکله می رود تا بارش را تحویل بگیرد. افشین به جای محموله اصلی به خواست ونوشه بار قلابی به او تحویل می دهد و کوروش را هم به همراه بار سوار قایق می کند. کوروش که از طرف ونوشه مامور شده تا دادفر را بکشد، قایق را به سمت نیزار هدایت می کند و به دادفر می گوید که او رفته اند و باید از شر محموله خلاص شوند. روی بسته های قلابی بنزین می ریزد و آن را به آتش می کشد. سامان دادفر به همراه محموله ها در آتش می سوزد. کیانا مرادی همسر دادفر که در اسکله منتظر شوهرش است، سوخته شدن شوهرش در میان آتش را می بیند و فریاد می زند. ونوشه از کوروش می خواهد جنازه سوخته را پیش خود نگه دارد چون قرار است آن را به جای جنازه سوخته نوید جا بزند. این کار را مارک به بهترین صورت هنگام پرش نوید با موتور انجام می دهد و دوستان نوید به خیال این که نوید روی موتور آتش گرفته سعی در نجات او می کنند. چند ماه بعد وقتی ویدیوی زنده بودن نوید به دست دانیال و بقیه می رسد نوید که از طریق رها خبردار می شود که قرار است قبر را باز کنند، جنازه سوخته دادفر را ازگور درمی آورد و از مارک می خواهد از شر جنازه خلاص شود. مارک هم جنازه را به باغی می برد و آنجا می گذارد و به پلیس زنگ زده آدرس می دهد. دانیال که تمام مدت در حال تعقیب مارک است و شاهد انداختن جنازه سوخته در باغ بود بعد از رفتن مارک با صحنه ی باورنکردنی مواجه می شود. جلوی چشمان او نوید که به خیال همه مرده است به همراه رها سوار اتومبیلی می شوند و می روند.

Leave a Comment