سریال کرگدن قسمت 2

افشین دستیار ونوشه (مدیر گروه چالش کرگدن) به خانم دکتر اوتادی (مسئول آسایشگاه روانی) با خشم می گوید: “مگر نگفتم دختره رو فراری بده؟” و او هم جواب می دهد: “من نتوانستم جلوی نگهبان را بگیرم. الان هم که به خیر گذشت.” افشین لیوان آب را زمین می ریزد و می گوید: “جوری پخش زمینت می کنم که دیگر نتوانی بلند شودی. فرار دختره رو پیگیری کن تا کسی شک نکند.” دکتر اطاعت می کند و می رود. رها صحیح و سالم به خانه می رسد به خواهرش باران که ناشنواست می گوید دیگر ترکش نخواهد کرد. از آسایشگاه به مادر رها خبر داده اند که رها فرار کرده و او با خشم به رها می گوید: “نمی گذارم با آن دوست هایت رابطه داشته باشی.” رها فریاد می زند: “بچه ها می گویند زنده است.” مادرش فریاد می زند: “حالا که اینطور است من رها را برمی دارم و می روم و همه چیز را در مورد تو به او خواهم گفت.” رها التماس کنان مادرش را صدا می زند.
دکتر اوتادی به دیدن مادر گیسو می رود و می گوید: “دختر شما رها را فراری داده و یکی از نگهبان هایش را به شدت زخمی کرده. فقط به خاطر شما شکایت نکردیم.” مادر گیسو چکی با مبلغ بالا به دست او می دهد و دکتر که به هدفش رسیده، می رود. کوروش، برادرِ گیسو، مادرش گیتی را تحت فشار می گذارد که: “به خاطر گندکاری های دخترت همیشه باج می دهی و گیتی او را متهم می کند که زیرآب خواهرش را می زند. کوروش با کنایه به گیتی می فهماند که اگر مراقب دخترش نباشد ممکن است به خطر بیفتد.
کاظمی به دوستانش می گوید: “دفعه آخر که نوید را دیدیم از همه ما حلالیت خواست پ معلوم است که می خواسته به ما نارو بزند.” و یاد حرف های او می افتند که گفته بود من هوای رفیق هایم را دارم ولی اگر لازم باشد کار درست را انجام دهم بدون ملاحظه آن کار را می کنم. کدیر گروه، خانم ونوشه هم گفته بود اول باید خودت را دوست داشته باشی بعد دیگران را. بچه ها با دکتر پزشکی قانونی صحبت می کنند که نوید را نبش قبر کنند و روی او آزمایش DNA انجام دهند. دکتر می گوید باید اجازه پدرش را داشته باشید. آنها به دیدن خانواده نوید می روند ولی رها اصرا می کند که او به خانه نوید برود و با طاهر، پدرش، صحبت کند. او ویدیویی که زنده بودن نوید را گواهی می دهد از روی گوشی پاک می کند و با خواهر نوید، نازنین، صحبت می کند و برمی گردد و به دوستانش می گوید پدر نوید با نبش قبر موافقت نکرد. در همین حال، طاهر از کوچه سر می رسد. دانیال با شک از رها می پرسد: “پس تو با کی صحبت کردی؟” رها نمی داند چه بگوید.
مارک، مدیر برنامه چالش آدرنالین، بدون اطلاع ونوشه با افشین وارد معامله می شود. افشین صدای او را ضبط می کند و در اختیار ونوشه قرار می دهد. ونوشه می گوید: “مارک را طوری تنبیه کن که مجازاتش را همیشه به همراه داشته باشد.” افشین مارک را به خانه متروکه ای می کشاند و بعد از جلب اعتماد او و تعریف از کارهایش صورت او را در اسید می سوزاند.
GUN AY

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدنی‌ها

برچسپ ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است