سریال کرگدن قسمت 9


دانیال، کاظم را که بیهوش است پیدا می کند و به هوش می آورد و او را سوال پیچ می کند و از گیسو می پرسد. کاظم می گوید که وقتی از دستشویی آمده است یکی توی سرش زده و آن موقع گیسو توی ماشین بود و رها گریه کنان همراه دانیال دنبال گیسو می روند ولی فقط کفش او را پیدا می کنند. ناگهان صدای اتومبیلی را می شنوند که به سرعت دور می شود و تعقیبش می کنند و به ساختمان متروکه ای می رسند. افشین که از دور دانیال و بقیه را زیر نظر دارد با سهیل تماس می گیرد و می گوید که آفتابی نشود و بار را تحویل کیانا بدهد. رها و پسرها ساختمان را می گردند و لباس گیسو را پیدا می کنند. رها از پسرها جدا می شود و می گوید که باید با مادرش تماس بگیرد. کاظم به رفتار او مشکوک می شود. رها در یکی از اتاق ها با نوید روبرو می شود و معلوم می شود که رها از اول از زنده بودن نوید خبر داشته….. بعد از کشته شدن ظاهری نوید، مارک او را به بیرون از شهر برده و رها نوید را ملاقات کرده بود. نوید برایش توضیح داده بود که همه این کارها به خاطر بدهی خواهرش به رِئیس شرکت را بدهد. چون رئیس شرکت دویست میلیون برای عمل شدن پای نوید به نازنین را در عوض خواستگاری از نازی داده بود. نوید ابتدا همراه بهنام به مغازه ای که پلاتین تقلبی به نازنین فروخته بود می رود و با تهدید آدرس مکان هایی که دارو و تجهیزات تقلبی می فروشند را می گیرد. یکی از آدرس ها او را به کارخانه متروکه داروسازی رسانده بود. نگهبان آنجا در مقابل کمی پول به نوید گفته بود بود زنی به اسم ونوشه عظیمی آنجا را خریده و با مردی به نام ثابتی شریک شده است و حتی آدرس ونوشه را هم به نوید می دهد. نوید برای پیدا کردن ونوشه رفته و حالا از رها می خواهد خودش را به دیوانگی بزند تا در یکی از آسایشگاه های منسوب به ونوشه بستری شود و تاکید هم کرده بود که آن آسایشگاه یکی از انبارهای ونوشه است و آدم های آنجا همه موش آزمایشگاهی هستند. رها قبول کرده بود که به نوید کمک کند…. نوید در ساختمان متروکه یک گوشی به رها می دهد و از او می خواهد از این به بعد با آن تماس بگیرد. رها از این که به بچه ها دروغ گفته گله می کند و نوید از او معذرت می خواهد و می گوید که اگر یک قدم اشتباه بردارد دیگر او را نخواهد دید. رها گوشی را از او می گیرد و پیش دانیال و کاظم برمی گردد. در همان حین ویدیویی به گوشی هر سه نفر ارسال می شود که در آن یک نفر در حال کشیدن گیسوی بیهوش روی زمین است. هرسه با عجله به طرف ماشین می روند. کسی هم که ویدیو را برای آنها فرستاده نوید است.

افشین به کیانا می گوید: «نوید پنهانی با نامزدش رها در ارتباط است. به زودی جوابش را خواهم داد! اگر ونوشه این را بفهمد کار نوید تمام است. »

بالاخره کاظم جای گیسو را پیدا می کند و همگی به طرف گیسوی دست و پا بسته می روند و می فهمند که او زنده است.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدنی‌ها

برچسپ ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است