سریال کسی نمیدونه قسمت 13


علی تفنگ به دست بالای سر سینان ایستاده بود که پلیس ها وارد خانه شده و فریاد میزنند که تفنگ را زمین بیندازد و تسلیم شود. در همین حال سودا می آید و برادرش سینان را بیهوش و غرق در خون میبیند و با گریه به طرف سینان میدود. پلیس ها به دست های علی دستبند میزنند و او را با خود میبرند. علی به سودا با صدای بلند میگوید :{ کار من نبود. من کاری نکردم باور کن} سودا توجهی به او نمیکند. آمبولانس و تیم پزشکی سر میرسند و سینان را با خود میبرند. مادر سودا (خیریه) با او تماس میگیرد و میپرسد که سینان کجاست؟ سودا همه چیز را تعریف میکند. اویگار که همراه مادر و پدر سودا بود با آنها به بیمارستان میرود. نقشه از این قرار است که اویگار از آب گل آلود ماهی بگیرد یعنی در آن شرایط کنار سودا و خانواده اش باشد و تظاهر کند کاری نکرده است. در آنجا دکتر میگوید که وضعیت سینان وخیم است و خون زیادی از دست داده و اینک در اتاق عمل است. کوکسان از دخترش علت تیر خوردن سینان را جویا میشود. سودا با گریه میگوید:{ وقتی رسیدم اونجا سینان افتاده بود زمین. علی هم تفنگ به دست بالاسرش بود} کوکسان فشارش بالا میرود و درحالی که حالش بد است با خود زمزمه میکند :{ من پسرش رو کشتم حالا پسرم رو میکشه} اویگار از اینکه شنید علی زنده مانده جا میخورد و در خلوت به عمویش جریان را میگوید. عمو اخطار میدهد که ممکن است سینان قاتل مارا دیده باشد و پس از ب هوش آمدن همه چیز را لو بدهد. اویگار میگوید به هوش نخواهد آمد. منظورش این است که سینان را در بیمارستان خواهد کشت. پلیس سودا و خانواده اش را برای بازجویی به اتاقی میبرد تا هرچه میدانند تعریف کنند.
علی بازداشت شده و در اداره آگاهی روی صندلی نشسته است. مردی به نام کورت وارد اتاق میشود و جلوی علی مینشیند. او رئیس تشکیلاتی ست که علی زمانی برایش کار میکرده و مافیاهای بزرگی را ازبین برده. علی پنج سال پیش، پس از کشته شدن پسرش و انتقام گرفتن دیگر توبه کرده و کارش را رها کرده است. او حتی دستمزدش را از کورت نگرفته ولی بخاطر بدهی سودا صد هزار لیرش را چند روز پیش گرفت و به اویگار داد. علی اتفاقی که افتاده را به کورت تعریف میکند:{ از برادرم استفاده کردن برام پاپوش گذاشتن. رفتم سر قرار ولی اون برادرم نبود بهم شلیک کرد. من جلیقه ضدگلوله پوشیده بودم زنده موندم. وقتی به هوش اومدم برادر سودا روی زمین افتاده بود} علی احتمال میدهد که کار اویگار باشد اما کورت میگوید که اویگار و عمویش جرأت این کار را ندارند و ممکن است از دشمنان قدیمی باشد. مراحل آزاد شدن علی بوسیله کورت انجام میشود. علی سریعا خود را به بیمارستان میرساند زیرا میداند کسی که این نقشه را کشیده سینان را در بیمارستان خواهد کشت. وقتی سینان از اتاق عمل به بخش منتقل میشود، اویگار پنهانی وارد اتاق شده و آمپول هوایی از جیبش بیرون می آورد. اما ناگهان علی پیدایش میشود و اویگار آمپول را به جیبش برمیگرداند. علی میپرسد که تو اینجا چه میکنی؟ بازجویی سودا تمام شده و به نزد سینان می آید و با علی مواجه میشود. سودا باور دارد که علی اینکار را با سینان کرده است و با او حرف نمیزند. سینان به هوش می آید و آرام آرام جریان را به خواهرش تعریف میکند. او مردی که قاتل و دزد بود را ندیده زیرا چشمهایش بسته بودند. اما علی او را در محله بخاطر مواد فروشی تهدید کرده بود و سینان نیز گمان میکند دزدی و تیرخوردنش کار علی بوده. سودا حرف های برادرش را باور می کند. اما علی انکار کرده و به سودا میگوید:{ این پاپوش کار هرکسی که بوده پیدایش میکنم و جلوت میندازم} سپس از آنجا میرود.
اویگار از اینکه سینان چیزی ندیده خوشحال میشود زیرا دیگر مدرکی علیه ش وجود ندارد.
ArtemisS

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز