سریال گاندو | قسمت ۲۱ | پاورقی

سریال گاندو قسمت ۲۲

نیروهای پلیس جنازه ی فرشید ریاضی (همان پزشکی که در نقشه فرار ساعد بهرامی از بیمارستان دست داشت) را در مکان پرتی پیدا می کنند. محمد خودش را به آنجا می رساند و پس از شناسایی جسد شماره خود را به مامور پلیس می دهد تا بتوانند اطلاعات مشترک دو پرونده را با هم مبادله کنند.

هوا تاریک است. چیزی از آمدن محمد به خانه نگذشته که عکسی برایش فرستاده می شود. عکسی است که تعقیب کننده مایکل در ترکیه از او گرفته است. در این عکس مایکل و آلن بیکن به همراه یک زن و یک مرد دیگر در رستورانی نشسته اند. محمد با امیر تماس می گیرد و از او می خواهد عکس را برای سیستم تشخیص هویت بفرستد. امیر بعد از وارد کردن عکس در سیستم می گوید: “دختره سابقه تصویری نداره که بشه شناسایی اش کرد.” و در مورد مرد سومی که در عکس هست می گوید: “اگه بگم کیه باورت نمی شه.” واقعا هم باورمان نمی شود! چون سیستم تشخیص هویت آیدین ستوده را شناسایی کرده است!

همان شب محمد خود را به آقای عبدی می رساند. آقای عبدی پس از شنیدن خبرهای تازه از آیدین ستوده و دانستن این موضوع که محمد، خودش، جنازه آیدین ستوده را پیدا کرده بود و واقعا جنازه ای وجود داشته که با هویت فرهاد حقی دفن شده از محمد می پرسد که بر چه اساس می گوید این عکس همان آیدین ستوده است؟ محمد اینطور توضیح می دهد:

” در ماجرای انفجار سامانه ی موشکی ما در آبان 90، ردپای موساد و سازمان منافقین دیده می شود. در آن زمان، فردی که به عنوان جاسوس موساد در سایت ما نفوذ کرده بود و تحت پوشش کارمند فعالیت می کرد، شخصی به اسم رحمت والی بود که خودش در انفجار کشته شد. در آن زمان هیچ نشانه ای از ارتباطش با موساد به دست نیاوردیم. دو سال بعد از آن، در اگوست ۲۰۱۲ در گزارشی که ویکی لیکس منتشر کرد، این سندِ خیلی مهم به دست آمد؛ نامه وزیرِ وقت امریکا و دستورش به CIA. در بخشی از این نامه آمده: “دولت امریکا برای نابودی دانش موشکی ایران، با سازمان جاسوسی اسرائیل و سازمان منافقین همکاری خواهد کرد و در همین راستا مبلغ یک میلیون دلار امریکا به رابط سازمان منافقین در ایران داده می شود تا در همین زمینه هزینه کند. این همان بخشی از ماجراست که تا امروز برای ما مجهول مانده. بعد از انفجار، ما سه نفر از اعضای با نفوذ سازمان منافقین را بازجویی کردیم و هر سه نفر اظهار داشتند که هرگز آن یک میلیون دلار به دست سازمان نرسیده؛ یعنی کسی که یک میلیون دلار را گرفته فرار کرده و همه تصور می کنند آن پول همچنان در ایران است.”

آقای عبدی در مورد مذاکره با مقامات بلندپایه ترکیه در مورد مبادله مصطفی با محمد حرف می زند و از محمد می خواهد که دیگر مصطفی را از پرونده حذف کند اما محمد معتقد است امکان ندارد مصطفی تخلیه اطلاعاتی شده باشد.  اما در ادامه می بینیم مصطفی با وجود فشار بازجویی،ارتباط  با سرویس های اطلاعاتی کشورهای خارجی و داعش را رد می کند.

در ترکیه، حسام، به شخصی به نام یوجل پول می دهد تا بتواند دیمیتری (نظافتچی ای که در طبقه ای از هتل که مایکل اقامت دارد کار می کند) را گیر بیندازد. طی نقشه ای یوجل موفق می شود دیمیتری را به تله ی پلیس بیندازد.

برای یک ماموریت رسول یک سیستم برای هک کردن دوربین های هتل در آنجا راه اندازی می کند و با محمد برای آغاز عملیات تماس می گیرد. علی هم تصاویر همان روز را از دوربین های طبقه 15 حذف کرده و تصاویر روز قبل را در آن دوربین ها قرار می دهد تا کسی متوجه حضور رسول نشود. سپس رسول با لباس نظافتچی هتل خود را به طبقه ۱۵ رسانده و وارد اتاق مایکل می شود. اطلاعات لپتاپ او را تخلیه می کند اما…کابل خود را در اتاق مایکل جا می گذارد. مایکل مست و ناهشیار به اتاقش می رسد. در قسمت بعدی خواهیم دید که مایکل متوجه وجود کابل در اتاق می شود یا نه.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز