سریال گاندو | قسمت ۲۲ | پاورقی


رسول خبر جا گذاشتن کابل رابط در اتاق مایکل را به محمد می دهد و اجازه می خواهد تا به اتاق برود و کابل را بردارد. محمد با توجه به شناختش از تیزهوشی مایکل اجازه ی این کار را نمی دهد و از رسول می خواهد که بدون اطلاع آن ها کاری نکند.

علی فکری به ذهنش می رسد. او با یک حمله ی سایبری دیگر، آژیر اتاق مایکل را به صدا درمی آورد. محمد به عنوان یکی از مسئولین هتل، با مایکل تماس می گیرد و از او می پرسد که آیا آتش سوزی یا مشکلی پیش آمده که آژیر اتاقش به صدا درآمده؟ مایکل که مست است، عصبانی می شود و فقط می خواهد که بیایند و صدای آژیر را قطع کنند. به این ترتیب رسول وارد اتاق می شود و علاوه بر برداشتن کابل رابط، آژیر را هم قطع می کند.

در ادامه محمد پیغام دیگری را توسط شهرام طالبی، به دنزل می رساند. در پیغام چنین نوشته شده: “گرگ پیدا نمی شه. هر اطلاعاتی بود بهشون بده.” دنزل هم طی یک بازجویی به بازجو (شهیدی) می گوید که گرگ، لقب آیدین است و آیدین پس از گرفتنِ یک میلیون دلار غیبش زده و اینکه کسی نمی داند او کجا زندگی می کند و در قبال گفتن اینکه عشق واقعی آیدین چه کسی بوده از شهیدی قول می گیرد که با قاضی پرونده صحبت کند و به خاطر همکاری دنزل با ماموران در مجازاتش تخفیف بگیرد. او تنها عشقِ زندگی آیدین را سیما عزیزی معرفی می کند. (سیما عزیزی خواهرزاده ی یکی از مقامات است.)

محمد در جلسه ای با حضور آقای عبدی و سایر مدیران و تیم خودش، توضیحاتی در مورد پرونده ی گاندو می دهد و ضمن معرفی افراد مرتبط با پرونده در مورد آیدین می گوید که او حتما رابطه ی خوبی با امریکا دارد که حتی بعد از گرفتن یک میلیون دلار و ناپدید شدنش باز هم می تواند با آلن بیکن قرار بگذارد. اما این سوال مطرح می شود که چرا آلن بیکن، آیدین ستوده را به مایکل معرفی می کند؟ (در واقع اینکه چه نقشه ای دارند.) هم چنین محمد، فرزانه ناصری (خواهرزاده ی آیدین) را معرفی می کند که سوء سابقه ندارد اما ممکن است در آینده با مایکل همکاری هایی داشته باشد. و در آخر پیشنهاد محمد برای ادامه ی پرونده، این است که پرونده از مرحله ی تحقیقاتی وارد فاز عملیاتی شود. (البته پس از تصویب مقامات بلندپایه)

در این بین، مایکل در ترکیه برای دیداری دیگر به مرکز شهر می رود و در رستورانی همراه با آلن بیکن و آیدین و فرزانه ناصری مشغول گفتگو می شود. رسول هم در تعقیب اوست و عکس هایی از آن ها می گیرد.

در این سو، در ایران، مرجان که به کارهای دوستش، گلی ثابتی، مشکوک شده به دیدار بهروز کاظمی می رود و با توضیح دادن رفتارهای گلی، نگرانی خود را بیان می کند. بعد از مدتی گفتگو، مرجان و کاظمی به این نتیجه می رسند که برای فهمیدنِ اینکه گلی جاسوسی آن ها را می کند یا نه او را امتحان کنند.

در ادامه می بینیم که گلی در خانه ی مرجان است و مرجان به بهانه ی اینکه قاتلِ آیدین (همسرش) را پیدا کرده از خانه بیرون می زند. مهندس کاظمی هم طبق نقشه ی قبلی در ماشین اش در کمین است تا ببیند که گلی، مرجان را تعقیب می کند یا نه. گلی این کار را می کند و خانم فهیمی را در جریان می گذارد. کاظمی ابتدا مطمئن می شود که گلی از آن ها جاسوسی می کند اما محمد که توسط خانم فهیمی از ماجرا باخبر شده و متوجه تله ی مرجان برای به چالش کشیدن گلی شده، از طریق خانم فهیمی به او خبر می رساند که از تعقیب مرجان دست بکشد. او هم مسیرش را کج می کند و شک بهروز کاظمی را تا حدودی برطرف می کند.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز