سریال گاندو قسمت ۲۷

سریال گاندو قسمت ۲۷

آقای شهیدی به کمک محمد برای بازجویی از سیما عزیزی آماده می شود. در ابتدای بازجویی از او می پرسد رابطه اش با آیدین ستوده چیست؟ سیما می گوید: “من و آیدین هم دانشگاهی بودیم. بعد کم کم به هم علاقمند شدیم. قرار بود با هم ازدواج کنیم. اما آیدین بعد از تمام شدن درسش مدام در سفر بود. یکی از دوستانم اتفاقی او را در دوبی دیده بود درحالی که او به من گفته بود برای کار به کیش رفته است. یک دفعه خبر رسید که مامورها دنبالش هستند اما من باور نمی کردم. تا اینکه خودش به من گفت سه سال است که عضو سازمان مجاهدین شده.”

شهیدی: از شما نخواستندااطلاعات خاصی را به او بدهید؟

سیما: گاهی وقت ها پیش می آمد که حرف هایی بزند ولی من چیزی نمی دانستم که به او بگویم.

شهیدی آخرین سوالش را می پرسد: “آخرین بار کی با هم در تماس بودید؟سیما پس از کمی مکث می گوید: “پنج روز پیش. خطی دارم که فقط آیدین شماره اش را می داند. از خارج زنگ زده بود و گفت چیزی از ماموریتش نمانده و برمی گردد تا با هم ازدواج کنیم.”

عبدی بعد از بازجویی به محمد می گوید لازم نیست مرگ آیدین را به او خبر دهید. بالاخره خودش خواهد فهمید.

در ترکیه آلن بیکن در مورد کشته شدن آیدین به مایکل خبر می دهد. مایکل می پرسد کار چه کسی می تواند باشد. آلن پاسخ می دهد: “یک میلیون دلاری که از مجاهدین دزدیده بود کار دستش داد.” (کشتن آیدین را می اندازد گردن مجاهدین)

کاظمی و مایکل از طریق اسکایپ در حال مکالمه هستند. محمد و تیم اش تصویر و صدای آنها را دارند. در این مکالمه مایکل فرزانه را به کاظمی معرفی می کند و می گوید می خواهند به زودی با هم ازدواج کنند و از کاظمی می خواهد برای مراسم عروسی شان ترتیب مهمانی بزرگی را بدهد. در ادامه می بینیم محمد که از دیدار ناگهانی کاظمی با سفیر آگاه شده است قصد دارد که از حرف های آن ها سر دربیاورد. کاظمی مخفیانه وارد یک ساختمان می شود. در جلوی ساختمان یک ون به دستور محمد پارک شده است که افرادی در آن مشغول تلاش برای شنود کاظمی هستند. بر اساس توضیح خودشان، برای شنود از راه دور از لیزر استفاده می کنند. با لیزر نور را می اندازند و بازتابش را به صوت تبدیل می کنند. به این ترتیب محمد و ما صحبت های کاظمی و سفیر را می شنویم.

بهروز کاظمی در مورد ازدواج ناگهانی مایکل و فرزانه خبر می دهد. هم چنین می گوید مایکل در امریکا در جلسه ای حضور داشته که مسائل مربوط به تحریم ها را گزارش داده است. کاظمی در ادامه می گوید چند نفر از مدیران صنعتی را ملاقات کرده ایم. آن ها در تور خودمان هستند. به دنبال گزارش های کاظمی سفیر که با لهجه، فارسی را صحبت می کند از او تشکر می کند.

بعد از این ماجراها، کاظمی به فرودگاه می رود تا از مایکل و فرزانه که به ایران رسیده اند استقبال کند.

آقای عبدی به همراه محمد، در جلسه ای که مقاماتی در آن حضور دارند نشسته اند و عبدی با ارائه توضیحاتی به کمک محمد سعی در قانع کردن حاضران جلسه  برای آغاز عملیات دارد و از آمادگی تیم اش برای انجام آن می گوید.

در ادامه می بینیم که بین کاظمی و مرجان درباره ی گلی ثابتی بحثی شکل می گیرد. مرجان هم چنان، به گلی شک دارد و می گوید نباید جشن مایکل و فرزانه را در خانه ی گلی بگیریم. اما کاظمی که به گلی اعتماد دارد معتقد است  که اگر در خانه ی او اتفاقی افتاد مسئولیت اش با خود او است و به گلی تلفن می کند و قرار مراسم مایکل را می گذارد.

محمد اعضای تیم اش را جمع کرده و برای شروع عملیات با آن ها صحبت می کند. او می داند مراسمی در خانه ی گلی ثابتی برگزار خواهد شد و تقریبا همه ی متهمان پرونده ی گاندو در آن حضور خواهند داشت. و این فرصت را برای دستگیری آن ها مناسب می داند. او پس از توضیحاتی در مورد نحوه ی عملیات می گوید: “اگر کسی در مهمانی غایب بود، تیم مجزایی، برای دستگیری او خواهیم داشت.

مهمانی در حال برگزاری است. مهمان ها یکی یکی از راه می رسند. یک از مهمان ها مدام با مرجان تماس می گیرد اما او جواب نمی دهد. بعد می بینیم که مرجان در خانه اش نشسته و به زنگ های پی در پی گوشی اش بی توجه است. بدون اینکه گوشی را همراه خود ببرد از خانه اش بیرون می رود.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز

دیدنی‌ها

برچسپ ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است