سریال گاندو قسمت ۲۸

هوا تاریک شده و در خانه ی گلی ثابتی جشنی برپاست. جز چند نفر بقیه متهمان پرونده ی گاندو در مهمانی حضور دارند. مایکل هنوز در آپارتمان خودش است و برای مهمانی خود را آماده می کند. محمد به همراه رسول خودش را جلوی ساختمانی که مایکل درآن ساکن است می رساند تا از رفتن او به مهمانی مطمئن شود. داود هم با موتورش برای انجام ماموریت آنجاست. محمد به ساختمان رو به رویی که در آن ابراهیم و همسرش مایکل را زیر نظر دارند می رود تا کاملا همه چیز را کنترل کند. وقتی به آنجا می رسد ابراهیم می گوید از صبح تا حالا کسی پیش مایکل نیامده و او تنهاست. اوضاع به نظر طبیعی می آید. همسر ابراهیم که مایکل را زیر نظر دارد می گوید همین الان مایکل به محوطه ی جلوی ساختمان رفت. محمد که انگار معطل کرده است می خواهد به سرعت از آن خانه خارج شود ولی به وسیله ی دوربین های جلوی درِ خانه مورد مشکوکی می بیند. دو مرد که هیکل درشتی هم دارند با عصبانیت جلوی واحد آنها ایستاده اند. محمد با رسول و داود تماس می گیرد و تعقیب مایکل را به آن ها می سپارد.

مایکل سوار آژانس می شود و موقع سوار شدن به واحدی که ابراهیم و همسرش ساکن آن هستند نگاهی می اندازد و صورت همسر ابراهیم را می بیند، زیرا قبلا هم کمی به آن واحد شک کرده بود. بعد از راه افتادن مایکل محمد هم که متوجه شده آن دو نفر جلوی درِ خانه، با واحدِ رو به رویی کار دارند به سرعت از ساختمان خارج می شود و تاکسی می گیرد. مایکل که شک کرده است با دوربین جلوی موبایلش پشت سرش را بررسی می کند و رسول و داود را می بیند. برای اینکه از تعقیب شدنش مطمئن شود با کسی تماس گرفته و از او کمک می خواهد. به راننده هم می گوید که مسیر را دور بزند.

رسول که متوجه تغییر مسیر شده است، فکر می کند که لابد راننده راه را خوب نمی شناسد. در میدانی، محمد به رسول می رسد و سوار ماشین او می شود. مایکل دوباره از راننده می خواهد که باز همان مسیر را دور بزند. شخصی که مایکل با او تماس گرفته بود در کنار همان خیابان ایستاده و همه چیز را زیر نظر دارد. سپس با مایکل تماس می گیرد و می گوید شک اش درست بوده و تحت تعقیب است. او هم از راننده می خواهد که او را جلوی خانه اش پیاده کند.

از طرفی محمد که تازه از طریق رسول متوجه شده یک مسیر را دو بار طی کرده اند او را از ادامه ی مسیر باز می دارد و با عصبانیت می گوید حتما از موضوع بو برده است و با داود تماس می گیرد و می خواهد که دست از تعقیب مایکل بردارد.

آقای عبدی که در اداره است، و مدام در جریانِ تمام اتفاق ها قرار می گیرد، نگران می شود و دستور دستگیریِ پیش از موعدِ مایکل را صادر می کند. سپس از تیم اش می خواهد که وارد عملیات شوند. بنابراین محمد و رسول به همراهِ داود به طرف خانه ی مایکل حرکت می کنند.

در آن طرف افراد تیم با شنیدنِ دستور آغاز عملیات، خانه ی گلی ثابتی را از هر طرف محاصره می کنند. سپس به خانه ی او ریخته و همه را دستگیر می کند. مایکل به سرعت خودش را به خانه اش می رساند و کپسول آتشنشانی را جلوی درِ آسانسور می گذارد تا در آمدنِ ماموران تاخیر ایجاد کند. سراغ لپتاپش می رود و اطلاعات داخل آن را پاک می کند. مدارکی را هم آتش می زند. فرزانه که منتظر اوست و هنوز به مهمانی نرفته با او تماس می گیرد ولی مایکل با داد و فریاد می گوید: “برگرد خونه!” و این جمله را تکرار می کند.

فرزانه بعد از شنیدن این حرف ها، با کسی تماس می گیرد و می گوید: “مطمئنم همه چیز لو رفته. مایکل خودش بهم گفت ولی هنوز دستگیر نشده.”

خانم فهیمی که فرزانه را زیر نظر دارد، ماشین او را تعقیب کرده و دستگیرش می کند. محمد و سپس رسول و داود از پله ها بالا می روند تا خود را به طبقه ی 20 برسانند. وقتی محمد جلوی در خانه ی مایکل می رسد دستور قطع کردن برق ساختمان را می دهد. بعد از کشیدن نقاب روی سرش، وارد خانه ی او شده و دستگیرش می کند.

در ادامه می بینیم دو نفر برای کمک به مایکل، خود را به آنجا می رسانند. یک نفر در ماشین می ماند و دیگری که مسلح است وارد ساختمان می شود. ابتدا به ابراهیم و نگهبان که در لابی ساختمان هستند شلیک می کند سپس از طبقات بالا می رود. ابراهیم که به شدت زخمی است به محمد بی سیم می زند و وضعیت را گزارش می دهد. محمد و رسول و داود هم به اجبار مایکل را به پشت بام می برند و سوار هلیکوپتر می کند.

مردی که برای کمک به مایکل آمده بود، وقتی با خانه ی خالی رو به رو می شود به محوطه ی ساختمان برمی گردد. همسر ابراهیم از ساختمان رو به رویی به پای او شلیک می کند ولی دوستش به کمک اش می آید و او را سوار ماشین می کند.

در آخر، بعد از پایان عملیات، خانم فهیمی گلی ثابتی را هم بازداشت می کند ولی به او می گوید به دلیل همکاری هایش اتفاق بدی برایش نخواهد افتاد. هم چنین، از ثریا می خواهد که اگر مرجان به هر طریقی، با او تماس گرفت آن ها را در جریان بگذارد.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز

دیدنی‌ها

برچسپ ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است