دید در شب | بهاره افشاری به رضا رشیدپور چه گفت؟ + مشروح گفتگو

ویدئوی برنامه دید در شب با حضور بهاره افشاری را می‌توانید این‌جا در بخش ویدئویی پندار ببینید.
[لینک جایگزین]

رضا رشیدپور برنامه دید در شب خود را با اعلام این خبر آغاز کرد که فصل اول این برنامه تمام نمی‌شود و ادامه خواهد داشت. میهمانان سیاسی، فرهنگی و دیگران در این برنامه حضور خواهند یافت. امروز در این برنامه یکی از بانوان هنرمند و بسیار محبوب در حوزه کاری خودشان است. او از بهاره افشاری به عنوان کسی که مدت طولانی است گفتگویی نداشته یاد کرد.

[advert]

برنامه گفتگو با بهاره افشاری پیش از آغاز، با مجموعه‌ای از عکس‌های این بازیگر زن سینمای ایران آغاز شد.

در هفته‌های گذشته خبرهایی از اینستاگرام بهاره افشاری داشتیم که با شما در میان گذاشته بودیم. یکی از این خبرها، عکس‌های او از سبک زندگی مستقل بهاره افشاری بود که این‌جا می‌توانید ببینید.

بهاره افشاری خود را یک بازیگر خجالتی عنوان کرد که کم حرف است. او گفت که کار شما را سخت خواهم کرد. اضافه کرد که خیلی فکر می‌کنم که چه حرفی بزنم چون می‌گویم که مسئول حرف‌هایم هستم. رضا رشیدپور این‌جا احتمالا به طعنه خود را برعکس،‌ فکر نکن و حرف بزن نامید.

رضا رشیدپور پرسید که گفته‌اید کاش زمانش برسد که چیزهایی که می‌خواهم به مردم بگویم را بگویم. بگویید. بهاره افشاری گفت شاید آخر گفتگو وقتش بشود. به نظر می‌رسید که بهاره افشاری با برنامه ریزی خاصی برای اعلام موضوعاتی به این برنامه آمده است. رشیدپور خود را کنجکاوتر نشان داد. افشاری گفت چیزهایی درباره من وجود دارد که اذهان عمومی را مشغول ماجراهایی با من کرده است که باید به آن‌ها جواب داد.

افشاگری، شاید آخر مصاحبه‌

بهاره افشاری گفت نمی‌دانم وقتش کی است. شاید هیچ‌وقت، شاید این برنامه. زمانی که بشود بدون دغدغه حرف زد. یک مقدار من حجب و حیا به خرج می‌دهم. یک مقدار فکر می‌کنم اجازه از بیرون شاید به من داده نشود.

بیرون؟ سیاست؟

رضا رشیدپور می‌پرسد بیرون؟ مقام مسئول؟ او می‌گوید شاید نه ولی خطرناک است گفتن این مسائل. رشیدپور می‌پرسد سیاسی است؟ و به شوخی می‌گوید بگویید من طاقتش را دارم.

ازدواج با بنیامین بهادری، در شبکه من و تو و یک شبکه دیگر

ازدواج احتمالی بنیامین بهادری و بهاره افشاری موضوع بحث بعدی بود. افشاری می‌گوید که هر یک سال یک سال و نیم یک بار درباره من در می آید که فلانی با فلانی ازدواج کرد. یک موقع‌هایی هیچ چیزی نیست و خودت هم شوکه می‌شوی که نمی‌فهمی چرا اتفاقی می‌افتد. درباره آقای بهادری این است که ما سال‌‌هاست همدیگر را از راه دور می‌شناسیم و ۵ سال پیش یک سی‌دی بیرون دادیم که من شعرهایی برای بچه‌ها می‌خواندم و آقای بهادری تنظیم کرده بود. جلویش را گرفتند به دلیلی که نمی‌دانم. در آن آلبوم دکلمه می‌کردم. در آن‌جا هم من و آقای بهادری برخوردی با هم نداشتیم. تا این‌که من در کنسرت‌های ایشان دو بار حضور داشتم و مدیر برنامه آقای بنیامین بهادری، آقای احمدی از آشنایان ما هستند. در پشت صحنه عکس‌هایی گرفته‌ایم و اتفاقی که افتاد این بود که ایشان در صفحه شان اعلام کردند که دارند ازدواج می‌کنند و مردم برایشان دعای خیر کنند. و اعلام نکردند چه کسی. برای مردم این شائبه پیش آمد. این خبر برای اولین بار از یک فن پیج ایشان بیرون آمد و ما شوخی گرفتیم. حتی زنگ زدم به آقای احمدی و خندیدیم به این ماجرا.

[advert]

تا این‌که یکی از این شبکه‌های ماهواره‌ای، که آن را خبرساز می‌نامد، این موضوع را اعلام کرد. رشیدپور می‌پرسد شبکه من و تو؟ بهاره افشاری می‌گوید و یک شبکه دیگر. رشیدپور می‌گوید بی‌بی‌سی؟ بعد اضافه می‌کند که بی‌‌بی‌سی به این خبرها نمی‌پردازد. بهاره افشاری توضیح می‌دهد من و تو بود و یک شبکه دیگری. دیگر موضوع از یک شوخی آمد بیرون.

رضا رشیدپور می‌گوید که خبرگزاری تسنیم هم کار کرده بود که با بنیامین به برنامه خندوانه می‌روید. بهاره افشاری می‌گوید که ما به شهادت پرینت‌های خط تلفنشان، هیچ تماس تلفنی تا آن زمان با بنیامین نداشته اند.

رضا رشیدپور می‌پرسد که اما شما طراح لباس ایشان نبوده‌اید؟ بهاره افشاری می‌گوید خیر. یک بازیگر دیگر بود. رشیدپور پیِ ماجرا را می‌گیرد و مشخص می‌شود که محمد علیزاده بوده است.

بهاره افشاری می‌گوید که هر دو تکذیب کردیم در صفحاتمان و این موضوع را نامفهوم انجام دادیم. پس از مدتی، خبرگزاری تسنیم این موضوع را علنی کرد. بعد من زنگ زدم به یکی از دوستان در مطبوعات و گفتم که حق من است که به من جواب بدهند. آن‌ها تماس گرفتند، عذرخواهی کردند و متن تکذیبیه را از طرف من گذاشتند. اقای بنیامین بهاری آمدند و کار را به شکایت کشاندند. من بعد از تکذیبیه دیگر شکایت نکردم.

رضا رشیدپور می‌پرسد چرا در تکذیبیه خود مساله را ناموسی کرده بودید که مگر خودتان خواهر ندارید؟ چرا این قدر خشمگین بودید؟ بهاره افشاری می‌گوید که بار چندم است که این اتفاق می‌افتد بجز یکی دو مورد آن صحت نداشته است. می‌پرسد یعنی یکی دو بارش را ازدواج کرده بودید؟ می‌گوید خیر یکی دو بار حرفش بوده و به هم خورده است. مثلا چند فوتبالیست را گفته‌اند. من تاحالا هیچ فوتبالیستی را از فاصله ۳ متری ندیده‌ام.

رضا رشیدپور می‌گوید خودتان هم مقصرید چون در گفتگوهایتان می‌گویید آره این روزها عاشق هستم و فلان. وقتی عکس گل می‌گذاریم و می‌نویسیم آی عشق که از فرسنگ‌ها آمدی، زمینه‌سازی شایعات نیست؟ من در مورد شما به این نتیجه رسیدم که شما آدمی هستید که دوست ندارید کسی از شما سر در بیاورند. گفته‌اید دوستان شما به این خاطر صمیمی هستند که درباره این که چه کسی برادر شماست نمی‌پرسند. این مرموز بودن برای چیست؟ و از بهاره افشاری جواب می‌شنود که این مرموز بودن نیست. من برای حریم شخصی خودم احترام قائلم چون برای حریم شخصی دیگران هم احترام قائلم. شما اگر ۱۰ سال با من رفاقت کنی تا زمانی که نگویید پدرتان چه کاره است و درآمدتان چقدر است من از شما نمی‌پرسم. احترام متقابل می‌خواهم. آن وقت اگر از من چیزی نپرسید خودم به شما می‌گویم. چون من در خانواده‌ای بزرگ شده ام که هیچ وقت از من نپرسیده‌اند چه کار می‌کنی. خانواده‌ای بزرگ شده‌ام که همیشه احترام برای حریم شخصی قائل بوده‌اند.

رضا رشیدپور می‌پرسد که رنج قیمت گران‌ترین بازیگر زن ایران چقدر است ؟ بهاره افشاری می‌گوید ۲۰۰ میلیون. برای سوپراستار ایران و کمترین آن چقدر است؟ بستگی دارد، ۱ میلیون شاید.

[advert]

رشیدپور می‌پرسد این که پول می‌دهند می‌آیند در سینما بازی می‌کنند برای بازیگران زن هم هست؟ این که می‌خواهند بازیگر شوند، ۱۰۰ میلیون پول می‌دهند و می‌آیند نقش ۲ را هم بازی می‌کنند.

بهاره افشاری می‌گوید منِ بازیگر این چند وقته چند بار این اتفاق افتاده است. که می‌آیند می‌گویند اسپانسری می‌آوریم که پول را از آن می‌گیریم. مثلا می‌گویند اسپانسری می‌آید ۲۰۰ میلیون، من ۱۰۰ میلیون آن را برمیدارم به عنوان دستمزد. در حالی که قیمت واقعی آن خانم یا آقا ممکن است ۳۰ میلیون باشد.

رشیدپور می‌گوید این فسادی که می‌گویند در سینمای ایران هست مالی است یا غیر از آن هم هست؟ رشیدپور می‌پرسد سینمای ایران فاسد است؟ بهاره افشاری می‌گوید البته که نه. شما چرا می‌پرسید؟ شما بخشی از این مجموعه هستید. شما نباید بپرسید.

رشیدپور توضیح می‌دهد که خانمی [صدف طاهریان] در یک شبکه تلویزیونی مصاحبه می‌کند و می‌گوید که چون سینمای ایران فاسد بود من رفتم. جدیدا هم شبکه جم مد شده است. بهاره افشاری می‌گوید ایشان بازیگر بودند اصلا؟ نه دیگه همین. فساد ممکن است در همه بخش‌های جامعه وجود داشته باشد. در پزشکان ببینید، در یک اداره دیگر ببینید. اما این که در سینما ما بولدتر هستیم ما را زیر ذره بین می‌گذارند. پس اگر من بهاره افشاری ۳ بار طلاق بگیرم، ۱ بار طلاق بگیرم این موضوع مهمی می‌شود اما اگر دختر همسایه ما ۱ بار طلاق بگیرد اتفاقی نیست، افتاده دیگر.

بهاره افشاری می‌گوید من ندیده‌ام این فساد را. به خداوندیِ خدا در این ۱۰ سال کسی نیامده به من یا دوستانم بگوید بیا به این خاطر یا به خاطر فلان چیز این نقش را به تو می‌دهیم یا فلان چیز را به تو می‌دهیم.

اینستاگرام بازیگران

رشیدپور می‌گوید که درباره‌اش صحبت دارم. به شما در این باره مصداق می‌گویم. بهاره افشاری می‌گوید که من ندیده‌ام.

بهاره افشاری می‌گوید وقتی صفحه‌ای را در فیسبوک می‌سازی که خلاف عرف جامعه است این اجازه را می‌دهی که خلاف عرف جامعه به تو بگویند. یک حرمتی را به خودت به عنوان یک خانم قائل باش که آدم‌ها اجازه ندهند به خودشان که چیزی به شما بگویند. نه به عنوان یک بازیگر که به عنوان یک خانم در جامعه.

کشف حجاب و شبکه جم

رشیدپور می‌پرسد نظر شما درباره کشف حجاب و پیوستن افراد به شبکه جم چیست؟ بهاره افشاری می‌گوید من این‌جا هستم تا درباره کارنامه خودم قضاوت کنم. رشیدپور می‌پرسد این برنامه من است و می‌خواهم بپرسم نظر شما درباره شبکه جم و پیوستن بازیگران به آن چیست. بهاره افشاری می‌گوید من فکر می‌کنم شبکه جم در حدی نیست که ما درباره اش صحبت کنیم. داریم بزرگ می‌کنیم آن را.

رشیدپور می‌گوید که ما این کار را نمی‌کنیم با دستمزدهایی که شنیده‌ام پایین… بهاره افشاری در حرف او می‌پرد و می‌گوید بله، دستمزدهای احمقانه. رشیدپور: چرا این کار را می‌کنند. افشاری: خب انتخاب آن‌هاست.

رشیدپور می‌گوید نوک پیکان حمله می‌رود به سمت بازیگری که رفته اما او هم دلایلی دارد برای این کار، افشاری می‌گوید شما برای چیزی تلاش می‌کنید. به دست نمی‌آورید. یا صبر می‌کنید یا به سراغ آن می‌روید. رشیدپور می‌گوید میان‌بر و بهاره افشاری تاییدش می‌کند.

رشیدپور می‌گوید سینما هم بی‌رحم است دیگر. من خانم رابعه اسکویی را ۳-۴ بار در برنامه‌ها دیده بودم اما واقعا اگر ایشان در ایران می‌ماند می‌توانست بدرخشد؟ شاید آخرین راه حل او بوده است که برود در شبکه‌ای که همکارش می‌گوید ارزش ندارد.

لحن بهاره افشاری ملایم تر می‌شود و می‌گوید رابعه عشق من بود،‌ بسیار دوستش داشتم قبل از این که برود ولی من نمی‌دانم چه به سر او آمده که قضاوتش کنم. نمی‌دانم در این سال‌ها چقدر فشار مالی و اعتباری و غیره آمده که قضاوت کنم. من اهل قضاوت کردن نیستم ولی ماجرا این است که شاید همان فشار ۱۰۰ برابرش به من آمده ولی تحمل کرده‌ام. آدم است دیگر هر کس یک ری‌اکشنی دارد به فشار.

دوران ممنوع‌الکاری

او می‌گوید از ۹۰ تا ۹۳ ممنوع‌الکار بوده‌ام. بهاره افشاری می‌گوید دلیل آن را به من نگفته‌اند اما خودم می‌دانم چرا. لبخند می‌زند و می‌گوید نمی‌توانم بگویم چرا و توضیح می‌دهد با «دولتِ حال» مشکلی ندارم.

«آقای ظریف، حامل تحول ملت ایران است»

بهاره افشاری می‌گوید ما وارد مرحله‌ای شده‌ایم که همه ایران داریم با هم به تحول فکری می‌رسیم. رشیدپور می‌پرسد چه تحولی؟ بهاره افشاری می‌گوید «تحولی که آقای ظریف با خودش می‌آورد. می‌آید و می‌گوید ما می‌توانیم با هم حرف بزنیم. با هر ایدئولوژی که داریم می‌توانیم با دشمنمان بنشینیم و حرف بزنیم.»

رشیدپور می‌گوید پس غیرت چه می‌شود؟ بهاره افشاری می‌گوید که من درباره سیاست حرف نمی‌زنم. شما نشده مشکلی با کسی دارید و بعد از سال‌ها بنشینید و با او حرف بزنید و از خودتان بپرسید چرا با هم قهر بودیم؟ ماجرا به همین سادگی است. ما می‌توانیم بنشینیم و حرف بزنیم. گفتمان خیلی چیز ساده‌ای است.

عروسی برادرم جشن خانه سینما بود

رشیدپور می‌گوید ولی خود شما جزو کسانی نیستید که اهل حرف زدن باشید. می‌گویید که رفتم عروسی برادرم و یک ساعت نشستم و آمدم خانم اهل گفتمان. بهاره افشاری می‌گوید برای راحتی افراد دیگر بود. رشیدپور می‌گوید که من نمی‌توانم به زن دايی او بگویم که عکس نگیر. به خاطر موقعیت اجتماعی خودم بروم و یک عده آدم را معذب کنم؟ من آدمی هستم که محدود زندگی می‌کنم. میهمانی نمی‌روم، خیلی حرف ها را نمی‌زنم و خیلی جاهای عمومی نمی‌روم. فقط به این خاطر که فکر می‌کنم من حق ندارم به خاطر شرایط خودم آدم‌ها را معذب کنم و بعد آن‌ها را در شرایطی قرار بدهم که از آن‌ها طلبکار باشم.

رشیدپور توضیح می‌دهد که برادر ایشان داماد آقای سعید سهیلی کارگردان خوب سینما هستند و در عروسی برادر شما تقریبا تمام اهالی سینما حضور داشتند. این که من آن‌جا نرفتم که از من فیلم و عکس نگیرند زیاد منطقی نیست. بهاره افشاری می‌گوید بخش زنانه، خانگی بود. تمام تهیه‌کنندگان سینمای ایران در بخش مردانه بودند.

بهاره افشاری می‌گوید که من باعث و بانی ازدواج ایشان بوده‌ام. البته خودشان عاشق شدند. زمانی که رفتند چک من را از دفتر آقای سهیلی بگیرند دختر ایشان چک را داد و عاشق شدند و دو ماه بعد…

او می‌گوید در حال حاضر برادرش بابک افشاری با صبا سهیلی ۵ سال است در خوشبختی زندگی می‌کنند.

عکس بهاره افشاری و صبا سهیلی

عکس بهاره افشاری و صبا سهیلی

بهاره افشاری عروس می‌شود

بهاره افشاری می‌گوید در ۳۵ سالگی ازدواج خواهد کرد. برای زندگی‌اش برنامه دارد. در ۲۰ سالگی می‌دانست که پروسه‌ای را باید طی کند که در ۳۰-۳۲ سالگی باید خانه‌دار باشم. که الان شده‌ام. این ربطی به بازیگری ندارد و هر شغلی که داشت باید این کار را می‌کرد. او می‌گوید در میانه ۳۰ تا ۳۵ سالگی سیمرغ می‌گیرد.

ممنوع از سینما، ولی مجاز در تلویزیون؟

این‌جا برنامه به بخش دوم می‌رسد. او درباره تلویزیون و عشقی که به آن دارد می‌گوید. درباره بازی نکردن سریال می‌گوید این روزها کار نمی‌کنم ولی زمانی که در سینما ممنوع‌الکار شده بودم در تلویزیون کار می‌کردم.

رشیدپور می‌پرسد که از یک آقای ایکس مهم در زندگی‌تان یاد کرده‌اید او چه کسی بوده است؟ افشاری می‌گوید اگر می‌توانستم بگویم همان‌جا اعلام می‌کردم. او بحث را به ممنوع‌الکاری خودش می‌برد. می‌گوید کسی در وزارت ارشاد با او مشکل داشته است. یکی از دلایلی که این روزها نمی‌خواهم در تلویزیون کار کنم این است که خیلی کار کردم و در هر سال فقط ۲ ماه روی آنتن نبوده‌ام. رشیدپور می‌گوید در میان کارهای تلویزیونی شما او یک فرشته بود کار متفاوتی بوده است. و جواب می‌گیرد که هر آدمی یک کار رزومه او می‌شود که سخت است دوباره آن را تکرار کنی اما سریال‌هایی از من مثل روزگار قریب هم خوب بود.

بهاره افشاری می‌گوید در نوجوانی در شبکه کردستان یک سریال بازی کرده که افتضاح بوده است (دیپلم تئاتر داشتم) و بعد از آن می‌گفتم که این ایده آل ی نبود که می‌خواستم به آن برسم. دیگر کار نکردم تا اتفاق آقای عیاری. که دوباره به تلویزیون آمدم و تقدیرم این بود که بازیگر شوم.

بهاره افشاری تایید می‌کند که با برادرش یک استودیوی طراحی داشتند که ممکن است طراحی داخلی منزل باشد یا طراحی لباس و چیزهایی که «در ایران مد نیست».

[advert]

زندگی خصوصی آقای گمنام و خانم بازیگر

کمتر مردی قبول می‌کند با منی که ۶ ماه ممکن است در شهرستان باشم زندگی کند. خانم میلانی، تهمینه میلانی به نظرم نماینده یک زن موفق است. خیلی خوب هم زندگی شخصی و هم زندگی کاری‌شان را مدیریت کرده‌اند. ایشان دو شغل دارند هم مهندس معمار هستند و هم یک کارگردان موفق. رشیدپور می‌گوید مرد ایرانی بر نمی‌تابد که خانمش در خیابان راه برود و بگوید اوه این فلانی است. بهاره افشاری می‌گوید این را در خودتان جستجو کنید این به ما مربوط نیست. رشیدپور می‌گوید اگر ۴ دختر جمع شوند در خیابان با مردی عکس بگیرند آن زن هم حسادتش تحریک می‌شود دیگر.

بهاره افشاری در بخشی دیگر، می‌گوید که بعضی فکر می‌کنند لطفی به من شده است که دیگران نمی‌دانند درباره آن. کسی که چیزی درباره من نمی‌داند من را قضاوت نکند. رشیدپور می‌گوید شما فیلمی بازی می‌کنید که همه طرفدارانتان می‌گویند پول زیادی گرفته و حمایت زیادی شده است. بعد می‌گویید ممنوع‌الکار شده‌ام و فیلم را هم بازی کرده‌اید. من اگر بخواهم امروز درباره چیزی حرف بزنم باید درباره آدمهایی حرف بزنم که مدعی روشنفکری در سینما هستند. آدمی که مدعی روشنفکری است می‌آید ۲۰ سکانس بازی می‌کند و بعد می‌بیند من چی بازی می‌کنم؟ و می‌رود. می‌رود و من ۸۰ میلیون تومان و حامد کمیلی ۱۲۰ میلیون تومان مقروض می‌شود. چون اگر بازی را ترک می‌کردیم باید به آقای شمقدری می‌پرداختیم. خانمی کار را می‌گذارد و می‌رود و فکر می‌کند می‌شود قهرمان ملی. رشیدپور می‌گوید آن آدم البته بعدش فیلم اخراجی‌ها را بازی کرد.

بهاره افشاری می‌گوید چطور ممکن است من که برادرم در آن روزهای وحشتناک از میرداماد رد می‌شد تن و بدنم می‌لرزید بیایم و روبروی مردمی بایستم که من را کرده‌اند بهاره افشاری. من این طوری بزرگ نشده‌ام و آدم قدرنشناسی نیستم. به همین دلیل است که بلند نمی‌شوم بروم افطاری آقای احمدی نژاد و تن به هر چیزی نمی‌دهم. من نمی‌توانستم با آقای شمقدری در بیفتم. حالا در افتادم؟ نتیجه اش می‌شود این که ۳ سال ممنوع‌التصویر هستم. من یاد گرفته‌ام با دنیا به مصالحه برسم. کسانی که من را قضاوت کردند و من سکوت کردم، چیزی را از من ساخته‌اند که من نبوده‌ام. به شهادت راش هایی که وجود دارد وقتی ۲۰ نماینده را نشانده‌اند کنارم به من می‌گویند درست بازی کن من نمی‌توانم کاری بکنم. من اگر یک کاری را بخوابانم یعنی این که من باید به آن پروژه جواب بدهم. یک فیلمبردار می‌تواند بگوید ولی من نمی‌توانم. بعد من باید بیایم به ۷۰ میلیون نفری که من را کرده‌اند بهاره افشاری توضیح بدهم که چرا این کار را کرده‌ام. برای همین است که می‌گویم دولت امروز هر چیزی که هست چیز بزرگی را دارد به ما یاد می‌دهد. می‌گوید من دشمن تو هستم؟ من مخالف تو هستم؟ می‌توانیم با هم صحبت کنیم.

او می‌گوید تمام آدم‌هایی که مدعی این هستند که یک فیلم این طوری بازی کنند و بیایند بیرون و جلوی آن جریان بایستد بیاید بنشیند جای من. حالا شیشه‌های خانه من را می‌آورند پایین، ماشین من را پنچر می‌کنند. تهدید می‌کنند و هزار اتفاق دیگر هم می‌افتد. رشیدپور می‌پرسد چه کسانی این کار را کردند؟ مردم؟ بهاره افشاری می‌گوید نمی‌دانم.

ماجرای افطاری احمدی نژاد

افشاری اضافه می‌کند من به شهادت کارت‌هایی که در خانه‌ام هست ۳ دفعه به افطاری آقای احمدی نژاد دعوت شده‌ام و نرفته‌ام.چرا نرفته‌ام؟ دوست نداشتم مقابل ایشان قرار بگیرند. دوست نداشتم از ایشان چیزی بگیرم. رئیس جمهور فعلی از من دعوت نکرده‌اند. شاید دوست داشته باشم اصلا ایشان را ببینم.

آن دولت بوق!

در بخشی از گفتگو، رضا رشیدپور می‌گوید که شاید حرفه‌ای این است که یا یک قرارداد را نبندید یا تا آخرش بروید. بهاره افشاری که ظاهرا در این دولت از دولت قبلی خیلی شاکی است می‌گوید ولی خلاف این است انگار. در آن دولت، که شما می‌دانید چه دولت… ی بود. ـ روی صدای او بوق می‌آید.

[advert]

رشیدپور می‌گوید مردم صداقت و نقش بازی کردن آدم‌ها را خوب می‌فهمند. رشیدپور توضیح می‌دهد که این لرزشی که در چشمتان است و نماینده عصبانیت شماست. بهاره افشاری می‌گوید عصبانیت نیست، سال‌هایی را به یاد می‌آورم که خوب نبود. رشیدپور می‌گوید بگذارید برایش نقطه بگذاریم. ان شالله از این به بعدش خوب باشد. بهاره افشاری می‌گوید یاد گرفتم که قضاوت نکنم.

رشیدپور ادامه می‌دهد که چند بار شما در بحث خودتان به قضاوت نکردن آدم‌ها اشاره کرده‌اید. دیروز پریروز داشتم کتابی می‌خواندم به نام تسخیر شدگان از داستایوفکسی، نمی‌دانم خوانده‌اید یا نه. نوشته هر پرهیزکاری را گذشته‌ای‌ست و هر گناهکاری را آینده‌ای. پس هیچ کس را قضاوت نکنیم.

بهاره افشاری می‌گوید که دلم می‌خواست آدم‌ها بدانند چه از سر گذرانده‌ام و جوابیه‌ای بود بر سکوت.

رشیدپور توضیح می‌دهد که قبل از ضبط برنامه خانم افشاری می‌گفتند که من قصد دفاع از خودم را در پروژه‌ای ندارم. لازم نیست از خودم دفاع کنم. انصافا و بینی و بین‌الله موضوع این بود. ادامه می‌دهد که می‌دانم در منزلتان که شیک دیزاین کرده‌اید و در دیوار آن که در مجلات معماری چاپ شده بود سوره‌‌های قرآن را می‌نویسد اعتقادات عمیقی دارد آره؟ بهاره افشاری توضیح می‌دهد البته آن خانه را برادر من دیزاین کرد و نه من.

دیوار خانه بهاره افشاری

اسلام واقعی دارم

من در یک خانواده بسیار مذهبی بزرگ شدم. بیشتر خاطرات من و دوره بچگی من در محرم‌ها و تکیه‌ها بوده ولی هیچ وقت هیچ جا نگفتم. تمام این سال‌ها آدم معتقدی بزرگ شده‌ام نه مذهبی یا هرچیز دیگری که اسمش هست. بیشتر معتقد بزرگ شدم و به اسلام واقعی اعتقاد دارم که تسلیم شده‌ام. هر روز صبح که از خانه‌ام بیرون می‌آیم عادت دارم که بسم‌الله می‌گویم و باورم بر این است که بسپرم خودم رو به چیزی که مافوق من است و بالای سر من است و همه این سال‌ها مواظب من بوده است. به این خانه که می‌خواستم بیایم به برادرم گفتم که جای این که هر روز یه چیزی را بخوانم در دلم و یک روزهایی حتما یادم می‌رود، وقتی می‌خواهم بروم بیرون این را ببینم و بخوانم. و الان دیواری به اندازه دیواری که الان پشت سر شماست آیه‌های قرآن است در خانه‌ی من.

رشیدپور می‌گوید در موقع خروج از خانه آن آیه‌ها را می‌خوانی مثل آیت الکرسی.

جزء اولین افرادی بودم که در ایران مزون داشتم !

رشیدپور می‌پرسد آیا در آینده زندگی بهاره افشاری باید بیشتر سینما جستجو کنیم یا طراحی لباس و صحنه و این‌ها. چون گفتید خیلی اهل جدول و برنامه ریزی هستید. پاسخ می‌گیرد که من همیشه بازیگرم و اگر لطف خدا شامل حال من بشود می‌مانم. من جزء اولین افرادی بودم که در ایران مزون داشتم.

بهاره افشاری یا بهاره کیان افشار

بحث به فیلم تسویه حساب می‌رسد که او به خاطر ریسک آن فیلم از خانم تهمینه میلانی تشکر می‌کند و می‌گوید تجربه خانم بهاره کیان افشار بیشتر بوده است و به سلیقه داوران جشنواره احترام می‌گذارد.

بخش عکس‌ها و نظرها

کیانوش عیاری: الهی من براشون بمیرم. ایشان در حقیقت عامل ورود من به دنیای حرفه‌آی بازیگری بودند. یک سال و نیم من در پروژه روزگار غریب در کنار ایشان بازیگری را به عنوان یک کار آهسته، پیوسته با علم و دانش حرکت کردن را آموختند.

گلشیفته فراهانی: تا قبل از رفتنشان از ایران به نظرم بسیار مستعد، با اخلاق و بازیگر بودند. تا قبل از رفتنشان از ایران. رفتنش؟ انتخابش است دیگر.

حسن جوهرچی: یکی از جنتلمن ترین افرادی که در سینمای ایران دیده‌ام. ایشان در روزگاری که من چیز زیادی نمی‌دانستم خیلی من را حمایت می‌کردند که بدون استرس بازی کنم.

لیلا حاتمی: باعث افتخار سینمای ایران

بحث به ماجرای رخ داده برای فاطمه معتمدآریا در کاشان می‌کشد. بهاره افشاری می‌گوید در این مورد خاص آدم باید سکوت کند

رابعه اسکویی نفر بعدی است. می‌گوید کاری به انتخاب او ندارم. ان شالله همیشه در زندگی اش شاد باشد.

دونالد ترامپ عکس بعدی است. بهاره افشاری او را نمی‌شناسد. می‌گوید واقعا چیزی از سیاست نمی‌داند. این که آمریکا دو حزب دارد می‌دانم ولی در حد کاندیداها خبر ندارد. می‌گوید خانم کلینتون را می‌شناسد. رشیدپور می‌پرسد کدام رای می‌آورد؟ بهاره افشاری که می‌گفته شناختی ندارد پیش‌بینی می‌کند هیلاری کلینتون و ادامه می‌دهد حسی می‌گویم. چون از سیاست خبر ندارم. رشیدپور می‌پرسد چون زن است؟ و جواب می‌گیرد دقیقا به خاطر خانم بودنش. بحث به انتخابات آمریکا می‌کشد. بهاره افشاری می‌گوید چون فکر نمی‌کردیم هیچ وقت سیاه‌پوست بشود رئیس جمهور آمریکا بعید نیست خانم هم رئیس جمهور شود.

در بحث‌هایی که کنایه‌اش به گفتگو با سحر قریشی در همین برنامه است، رشیدپور می‌گوید نترسیدید نشناختید؟ بهاره افشاری می‌گوید تارانتینو که نیست. سحر قریشی در برنامه خود، علاوه بر رئیس صدا و سیما، کارگردانان و بازیگرانی از سینمای جهان را نشناخته بود.

عکس بعدی مربوط به مریم کاویانی بازیگر است. او می‌گوید بازیگر است و همه می‌شناسند دیگر. ایشان هم آن زمان که با حسن جوهرچی بازی می‌کردیم روزهای خوبی با هم داشتیم و چیزی نداشتیم که به هم بدهیم.

عکس بعدی هم سیاسی است. سید احمد خاتمی. و بهاره افشاری او را که خطیب نماز جمعه تهران است نمی‌شناسد. بهاره افشاری می‌گوید دنبال نمی‌کنم.

[advert]

وقتی عکس هدیه تهرانی را می‌بیند چیزی جز «عزیزم» نمی‌گوید. بعد اضافه می‌کند «فکر می‌کنم میلیون‌ها ایرانی عاشقش هستند. فکر می‌کنم مسیر کاملا درستی را آمده‌اند. نبض مخاطب دستشان است. می‌گذارند دلتنگش بشوی و بعد آره دیگه.»

بحث به الهام چرخنده که می‌کشد می‌گوید: انتخابشان است دیگر.

بنیامین بهادری را که می‌بیند می‌گوید: «متفاوت و باهوش». تایید می‌کند که همان زمانی که شایعه اش بود او در آمریکا ازدواج کرده بود.

برنامه به انتهای خودش که می‌رسد می‌گوید قرار نبود این حرف‌ها را بزنیم. واقعا نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتد. نمی‌دانم چه فیدبکی می‌گیرم از این مصاحبه. امیدوارم که صادقانه حرف زده باشم. او می‌گوید پیش‌بینی ام این بود که درباره چیزهای دیگری صحبت می‌کنیم. ناخواسته بود و می‌خواستم درباره این چیزها صحبت نکنم. امیدوارم حرفی که زده‌ام به دل مردم نشسته باشد.

[advert]

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز