Loading Posts...

همه چیز در مورد نمادهای سریال هدیه؛ آیا ترویج فراماسونری و شیطان‌پرستی است؟

اگر سریال هدیه را تماشا کرده باشید، حتما برایتان سوال شده نمادی که عطیه از دوران کودکی در همه ی نقاشی هایش فقط و فقط آن را به اشکال مختلف می کشد، چه معنایی دارد؟ در سریال هیچ توضیحی در مورد معنای نماد داده نمی شود. خود شخصیت عطیه هم فقط وقتی در مورد این نماد کنجکاو می شود که در اخبار تلویزیون می بیند در ویرانه های قدیمی ترین معبد روی زمین، طرحی درست شبیه به نمادی که او می کشد، کشف شده است. پس از آن هم فقط تلاش می کند بفهد که این نماد چطور از دوران کودکی در ذهن او نقش بسته و تلاشی برای پیدا کردن معنی و گشودن رمزش نمی کند. ما ولی، تلاش می کنیم معنای خود نماد را بفهمیم. اینکه نماد اصلی سریال که هدیه نقاشی اش می کند و در پوستر و لوگوی سریال هم هست، چه معنایی دارد، تنها سوال ما و شما نیست. در ترکیه هم جار و جنجال زیادی به پا کرده. این ویدئو نتیجه ی جستجوهای ماست برای پیدا کردن معنای این نماد و نمادهای دیگر سریال، از جمله ونوس، لوگوی سریال و آن ستاره ی هشت گوشه.   اخیرا نمادشناس ترک، ارکان تروکتن مهمان بياض تى وى ترکیه بود. او در این برنامه گفت که هدیه، سریالی است با محتوا و نمادهای بسیار بد و مدعی شد این نمادها، مربوط به بت پرستی، شیطان پرستی و جادوگری است. خب…. برای بررسی این ادعاها یکی یکی نمادهای سریال را بررسی می کنیم، ولی پیش از آن باید کمی در مورد پیشینه گوبکلی تپه بدانیم؛ یعنی همان محدوده تاریخی ای که در سریال بسیار به آن اشاره می شوند و مدام گفته می شود که اکتشافات در آنجا، تاریخ را از نو خواهد نوشت. بنابر یافته ها گوبكلى تپه نزدیک به ٩٥٠٠ سال قبل از میلاد ساخته شده است. یعنی همان دورانی که نیمکره ی شمالی کره زمین عصر یخبندان را می گذراند. عصر یخبندان از 10 هزار و 900 سال قبل از میلاد آغاز شد و تا 9500 سال قبل از میلاد ادامه داشت. یافته ها می گویند که سقوط یک ستاره دنباله دار و جابجا شدن محور گردش زمین، دلیل آغاز عصر یخبندان بوده. می شود حدس زد که این رویداد بر زندگی افراد ساکن در آن زمان اثر گذاشته است. برویم سراغ نمادها. یکی از نمادهای پررنگ در سریال هدیه، زهره یا همان ونوس است که تقریباً در هر فرهنگی وجود دارد و با نام‌های مختلف شناخته می شود. ترک ها و رمی ها به آن زهره می گویند، مغول ها چولپان، سومری ها اینانا، یونیان آفرودیت و آشوری ها ایشتار. ارکان تروکتن آن را نماد شیطان پرستی می داند. زهره در سریال نام مادربزرگ عطیه است که ظاهرش هم شبیه شمایل هایی است که باستان شناسان آن ها را به زهره مربوط می دانند. آقای تروکتن اشاره به زهره را ترویج شیطان پرستی می داند. در اساطیر ترکیه زهره، مهم ترین ستاره بعد از ستاره قطبی است. کلامی ورد زبان ترک هاست: «اسب، زن، سلاح». این نشان می دهد که اسب چقدر برای ترک ها مهم بوده است. پیشینیان بر این باور بودند که این سیاره زهره است که از اسب ها محافظت می کند. و همین، دلیل اهمیت زهره برای ترک هاست. در افسانه های ترکی، «زهره دختری بسیار زیبا بود و خوشه پروین را دوست داشت. هر وقت این دو عاشق در آسمان با هم دیدار کنند، طوفان های بزرگ عشق و محبت از قلب آنها بيرون مى زد و زمین زیر طوفان های برفی می ماند.» اگر به تقویم ترک های یاکوت هم نگاهی بیندازیم، می بینیم که تقارن این دو جسم آسمانی، همزمان با ماه ششم است که طوفان های بزرگی در سرزمینشان به پا می شده. آن ها، زندگی شان را براساس احوال آسمان تنظیم می کرده اند و آسمان، برایش اهمیتی خدشه ناپذیر داشته است. نام دیگر زهره در اساطیر ترکی آييزيت است. سمبل زیبایی است.  از فرزندان ، زنان ، حیوانات و توله هایشان محافظت می کند. می شود مثال های بیشتری هم آورد، ولی برای گرفتن نتیجه، همین قدر کافی است: زهره برای ترک ها مهم و محترم و از مظاهر نیکی است و ربطی به شر و شیطان و بدی ندارد. اخترشناسی هم به ما می گوید که زهره و زمین از نظر اندازه ، جرم ، تراکم و ترکیب بسیار شبیه به هم اند و به عنوان سیارات دوقلو شناخته می شوند. زهره برخلاف مسیر سیاره های دیگر می گردد و تنها سیاره ای است که در جهت عقربه های ساعت در حال چرخش است. قبل از طلوع آفتاب یا پس از غروب خورشید ، ستاره زهره را می توان دید.  بنابراین ، از آن به عنوان ستاره عصرانه ، ستاره صبحگاهی یا ستاره ى تان نیز یاد می شود. برویم سراغ نماد بعدی. دومین نماد در سریال، همانی است که عطیه از دوران کودکی مدام و فقط آن را می کشد. نماد سریال هدیه، از ٢ دايره، ٤ خط و ١ مربع تشکیل شده است. اركان تروكتن گفته سمبل کاهنان سلتی است. ولی نکته این است که حتی اگر نماد آن ها شبیه نماد سریال باشد، دقیقا یکسان نیستند و تنها یک شباهت است. نماد موجود در سریال اختصاصی است و هنرمند صاحب نام ترک، محمد یامان آن را برای سریال کشیده. در نگاه نخست، این نماد شبیه علائم کیمیاگری است. نمادهای 18گانه کیمیاگری اساس علم کیمیا اند و تا قرن هجدهم برای نمایش عناصر سازنده ی جهان استفاده می شد. با کنار هم گذاشتن نماد عناصری که با دایره مشخص شده اند، نماد سریال هدیه هم ظاهر می شود. خب…. حالا این ها کنار هم چه معنایی دارند؟ همانطور که می بیند، آفتاب در مرکز نماد است. آتش و آب در دو طرف آنند و ماه و مریخ، کنارشان. بیرون از این ها هم ماه قرار گرفته است. معنای این ها را اسطوره شناسی به ما می گوید. ماه و مریخ، نماینده ی عشق اند و وقتی این را با سریال تطبیق بدهیم، می شود حدس زد که اشاره ای باشد به عشق عطیه و ارهان. در مرکز هم، خورشید هست که می شود حدس است همان گوبکلی تپه باشد؛ معبد ماه. در سریال هم، گوبکلی تپه، در کانون داستان است و عشق، حول آن شکل می گیرد. در این نماد هم، می شود به افسانه ی عشق ماه و خورشید اشاره کرد که باز می گردد به افسانه ایشتار و تموز. از طرف دیگر، مورات سلمان معتقد است که این نماد، همان درخت زندگی است. این درخت همیشه در اساطیر جهانی جایگاه بسیار مهمی دارد و با نام های مختلفی در قبایل ترک شناخته می شود:  باى آكاعاچ ، باى ديرك ، درخت آهن ، باي ترك ، باى آعاچ. نقلی هست که قبچاق ها، كه یك قبیله ترک هستند، از یك درخت مشتق شده اند. ترک ها درخت راش را به عنوان درخت زندگی انتخاب کرده اند. شمن های آلتایی غالباً معتقدند درخت راش مقدس است و از آسمان نازل می شود. آشناترین نسخه این نماد در دنیای امروز در شهر باستانی افس است. این نماد، در قالب الهه ای در معبد هادریان ظاهر شده.  البته این نماد نه تنها در رم بلکه در بسیاری از تمدنهای باستانی وجود دارد. درخت زندگی نماد مرکز جهان امروز است. زیرزمین و روى زمين را در یک مرکز عمودی متحد می کند. درختان و مقبره ها همیشه مطابق با اعتقاد ترکیه قبل از اسلام، مساوى باهم دیده می شوند.  زیرا درخت زندگی جاودانه است و اعتقاد بر این است که کسی که در این دنیا مرده، در قالب درخت باز می گردد و به زندگی اش ادامه می دهد. اگر یادتان باشد ، عطیه هم در ابتدای سریال در مراسم خاکسپاری خودش شرکت کرد. ترکها خدا را بیشتر با درختها نشان مى دهند. آنها درخت را راهی برای رسیدن به خدا می دیدند.  البته این درخت گاه محور زمین است ، گاه موجود مقدس است که زندگی می دهد ، گاه خدا ، گاهی گیاه مقدس است که ارتباط با خدا و غیره را فراهم می کند و جلوی ما ظاهر شده است. به جز این، می شود نقوش فرش های ترک ها را هم در این نماد دید. هواداران سریال، نظریه ی دیگری هم ارائه کرده اند. به باور آن ها، این شکل، نمادی از زندگی یک زن است. به تاریخ بشریت هم اشاره دارد. در سریال، یک زن به گناهانش اعتراف می کند، زندگی اش را تسلیم می کند و قربانی می شود و بعد، تبدیل می شود به فردی جدید. در اینجا گوبکلی تپه نشانی است از انتقال بشریت به مرحله جدید فرهنگ و تمدن، پس از ظهور دین. در واقع، سریال تحول بشر را به شکلی نمادین، با تحول یک زن نمایش می دهد. گوبكلى تپه قدیمی ترین معبد روی زمین است که کشف شده و همانطور که قبلا گفتیم، درک ما را از تاریخ متحول کرده است. پیش از این، نظریه این بود ادیان همزمان با تمدن و یک جا نشینی انسان ها آغاز شده است و همزمان با سکونت، دین هم آغاز می شود. ولی اکتشافات گوبکلی تپه به ما گفت که نخست اعتقاد به دین، و بعد ساخت عبادتگاه و سپس، براساس و متناسب با آن، سکونت گاه ساخته می شود.  نکته جالب اینجاست که بنابر یافته ها، مردمان آن زمان پس از هزار سال معبد را با خاک پوشانده اند و دفنش کرده اند؛ گویا قصد داشته اند رازی مهم را درباره بشریت پنهان کنند. عطیه هم در زندگی‌اش اسراری مدفون دارد؛ خانواده اش به او دروغ می گویند، او قبلاً خواهر ناتنی اش را طرد می کرد و او هم با مردی که قصد داشت با عطیه ازدواج کند، رابطه برقرار کرده. همچنان که ارهان خاک را از گوبکليتپه را حفر می کند و خاکش را کنار می زند، عطیه هم در حال حفر زندگى اش است. بیاد بیاوریم که فروید روانشناسی را شبیه حفاری های باستان شناسان دانسته بود. و در این سریال هم، همین دو کاوش در جریان است. تاریخ نمادگرایی نشان داده است که همه چیز، اشیاء طبیعی (سنگ ، گیاهان ، حیوانات و غیره) یا مصنوعاتی که انسان ساخته، حتی اشکال انتزاعی (مثلث ، چهار گوش و دایره) می توانند معنای نمادین داشته باشند. نمادگرایان می گویند کل جهان نمادی بالقوه است؛ منتظر کشف شدن. انسان ناخودآگاه اشیاء و اشکال را به نمادها تبدیل می کند و به آنها معانی روانشناختی می بخشد. این هم در دین و هم در هنرهای تجسمی تجلی دارد.  تاریخ   دین و هنر دوران باستان، پر از نمادهایی است که نیاکان ما به جا گذاشته اند. کارل گوستاو یونگ هم نماد را «تصاویری می داند که ناخودآگاه ما ساخته»، درست مانند عطیه که بدون دانستن علت، مدام آن نماد را نقاشى مى كرد. در متنی با عنوان انسان و نمادها، که تحت نظارت یونگ منتشر شده است، نمادهای سنگ، حیوان و دایره بررسی می شود و اهمیت روانشناختی همیشگی آنها نشان داده می شود. از اولین مظاهر آگاهی بشر گرفته تا پیچیده ترین شکل های هنر قرن بیستم. قدرتمندترین و جهانی ترین نماد، دایره ای است که در نقاشی های عطیه و ساختار معماری گوبكلى تپه دیده می شود.  ام. ال. فون فرانتز گفته که دایره نماد تمامیت فردى است. نقوش دایره همیشه به یک جنبه از زندگی، یکپارچگی پایه و اساس آن اشاره دارد. این نماد از دو دایره تشکیل شده است که با یک مربع در وسط و خطوط روی آن کامل شده اند. نماد دايره در اینجا، نمادی باستانی است که مرکز روان را نشان می دهد. دو حلقه مختلف بیانگر اتحاد بین خود موضوع و نقیض آن است. این دو با شکلی شبیه به گوبلی تپه در وسط ادغام می شوند. پیوندی دو روی زندگی عطیه، گوبکلیتپه است؛ بين زير و روى زندگى او. در سریال وقتی ارهان از عطیه می پرسد: «چطور مى توانى  بدانى روى زندگی ات از زير زندگى ات بهتر است؟»، بر همین تاکید دارد. در واقع ، همه ما مانند عطیه هستیم. گوبکليتپه ذات عطیه را به یاد او می آورد. عطیه به گوبكليتپه برمی گردد و البته به ذاتش و سعی می کند با ما هم همین کار را انجام دهد. خطوط گسترش یافته به بی نهایت در خارج از حلقه ها، این موضوعات را گسترش می دهند و نشان می دهند که این موضوع می تواند به کل جامعه گسترش یابد. اگر داستان بهتر پرداخته می شد، می توانست یک داستان قوىِ زنانه باشد. بیایید به زنان خانواده ی عطیه نگاه کنیم؛ مادربزرگ عطیه در این تحول موفق نبود؛ زیرا بیمار روانی یا جادوگر در نظر گرفته می شد و مادرش از هدیه ای که به او داده شده بود، امتناع مى كرد.  عطیه تنها شخصی است که می تواند از این هدیه ای که به زنان اين خانواده داده شده، استفاده کند. شخصیت مادربزرگ که به نظر همان”آرکتیپ دانا”ی داستان هاست، او را هدایت می کند.  از طرف دیگر، مردان – به جز ارهان – کاملاً مخالف دگرگونی زنان هستند.  پدر عطیه یک پلیس به درد نخورى است که به تهدیدها گردن خم كرده و به جای اقدام كردن، در گذشته دروغ گفته است.  اوزان ، که قصد ازدواج دارد ، او را نمی فهمد و سعی می کند خواسته های پدرش را برآورده کند.  پدر اوزان ، سردار ، یک “مرد بد” معمولی است که سعی می کند جلوی عطیه را بگیرد. ما می توانیم به راحتی افراد مرموز را که رئیس سردار هستند، به عنوان تمام قدرت مردسالار-سرمایه دارها بخوانیم. با وجود مداخله های مردان، عطیه سفر درونی اش را پیش می برد، در آن تونل های داخل کوه با تمام حقایقی که او را سرکوب کرده است، روبرو می شود و در بالای نمروت از نو متولد می شود. زن عجیب دیگری که در غار همراه عطیه است، حکم همان آنیموس است یونگ را دارد که عنصر مردانه روان زنان است. آنيموس در روانکاوی دو کار انجام می دهد: نشانی از ویژگی های مردانه در زنان است و رابطه زن با مرد را هدایت می کند.  در این سریال، عطیه از پدرش، اوزان و سردار آزاد می شود. رویارویی در این سکانس ها هم نمادین است. عطیه مرگ خودش را در رویاهای متوالی می بیند. این نشانه ای است از اینکه او باید بمیرد و به شکلی کاملاً جدید به دنیا بیاید. بنابر تحقیقات باستان شناسی می دانیم که گوبکلیتپه معبدی متعلق به مردگان است و مربوط به چهارمین شکل تولد دوباره، پس از هجرت روح، تناسخ و معاد. وجود موجود فانی به جاودانگی، موجودیت جسمی به موجوديت معنوی و انسان به نوعی موجودی الهی تبدیل می شود. بهتر بود سریال هم به همین نماد و گوبكلی تپه مقید می ماند. ولی وقتی ستاره ها و پادشاهى كوماگنه و نمرود و داستان های شاهمرا و آیاتی از قرآن وارد ماجرا می شود، قضیه قر و قاطی می شود. برای مخاطبان خارجی مشتاق اسرار که در فرهنگ خودشان پیش زمینه ای در مورد اینها ندارد، شاید همه این داستان ها با هم، حتی اگر درک نشود، جذاب باشد و مشکل بزرگی ایجاد نکند. ولی برای مخاطبان ترک و ایرانی که بیشتر این نمادها را می شناسند، گیج کننده خواهد بود. ساختن داستانی شبیه آن چیزهایی که دن براون می نویسند، با مخلوط کردن همه ی این چیزها، آنقدر هم که به نظر می رسد آسان نیست و تغییر مداوم جهت سریال و مواردی که بی توضیح می مانند و به نتیجه نمی رسند، بزرگترین اشکال عطیه اند که باعث می شوند به این فکر کنیم که این نمادها، صرفا تزئیناتی جذابند و ربطی به داستان ندارند و تنها برای پیچیده نشان دادن داستان اضافه شده اند.   سومین نماد موجود در سریال عطیه ، ستاره ى ٨ گوشه اى است. ستاره ای که در یکی از توهم های هدیه، روی پیشانی دختر چوپانی که هدیه را راهنمایی می کرد، دیده می شد. تروکتن این را نماد عینی شیطان پرستی می داند. همچنان که گفتیم، آسمان برای ترکهای آسیای میانه بسیار مهم است. به یک معنا ، همانطور که در عشق زهره و اولكر یا همان خوشه پروین ذکر کردم، آنها زندگی خود را مطابق آسمان شکل می دادند. اینجا هم ستاره ى ٨ گوشه اى در واقع نماد خورشید است.  این نماد به کرات استفاده شده است، به خصوص در پرچم کشورهای ترک زبان. هرچند ارکان تروتکن می گوید نماد ماه و ستاره سمبل اختصاص داده شده حتی یک اشاره به داعش است، ولی خب، ماه و ستاره در پرچم های کشورهای مختلفی، از جمله خود ترکیه و آذربایجان موجود است!  به هر حال حداقل می دانیم که ستاره هشت گوشه نشانگر خورشید است. همانطور که قبلا گفتیم، ماه و خورشید در کنار هم همچنین، می تواند اشاره ای به افسانه ی عشق میان آن ها باشد که در سریال هم در عشق میان عطیه و ارهان جلوه دارد. شما چه فکر می کنید؟ آیا این سریال ترکیه ای که آمریکایی ها آن را ساخته اند، قصد ترویج شیطان پرستی و بت پرستی دارد؟ نظرهای خودتان را در کامنت ها برای ما بنویسد.    

Leave a Comment