دسته: سریال حکایت ما

سریال حکایت ما قسمت 167

  • ۴۰ بازدید
شب، رحمت دم خانه دنیز می رود. دنیز از دست او خیلی عصبانی است و حاضر به حرف زدن با او نیست. رحمت به او حق میدهد و میگوید که مشکلات خانوادگی زیادی داشته و نتوانسته از او خبر بگیرد. دنیز با عصبانیت میگوید که حس میکند مانند عددی اضافه در زندگی اوست که نبودنش […]

سریال حکایت ما قسمت 166

  • ۲۷ بازدید
چیچک به خانه می رود.او از اینکه موجب ناراحتی فیلیز شده نگران است. وقتی جمیل و باریش به خانه می روند، و چیچک ماجرا را میفهمد، از دست جمیل عصبانی و ناراحت می شود. او و جمیل در مورد علاقه خودشان صحبت میکنند و چیچک به جمیل میگوید در قبال آزاد کردن باریش، او نیز […]

سریال حکایت ما قسمت 165

  • ۳۲ بازدید
فیلیز با دیدن اخبار شوکه می شود. چیچک و بچه ها اعتراف می‌کنند که این مسأله را از فیلیز پنهان کرده بودند.فیلیز از چیچک ناراحت می شود. باریش با دیدن حالتهای حکمت در فیلم، متوجه می شود که او بیماری روانی مادرش را به ارث برده و از روی مریضی اینگونه رفتار میکند. حال فیلیز […]

سریال حکایت ما قسمت 163

  • ۳۴ بازدید
فیلیز و آقا کرم در لابی هتل نشسته و در مورد قراردادی که آقا کرم قرار است با هتل ببندد صحبت میکنند. فیلیز از دست او عصبی است و میخواهد هرچه زودتر صحبت با او را تمام کند. آقا کرم پیشنهاد می‌دهد که فردا صبح با همدیگر صبحانه خورده و در مورد قرارداد بیشتر صحبت […]

سریال حکایت ما قسمت 162

  • ۳۷ بازدید
باریش با عصبانیت سوار آسانسور می شود تا به اتاق مورد نظر برود. فیلیز که در همان طبقه مشغول کار است، اتفاقی باریش را می‌بیند و از بودن او در آنجا شوکه می شود.او سریع دنبال باریش رفته و او را به زور داخل یکی دیگر از اتاق ها می برد. باریش با عصبانیت در […]

سریال حکایت ما قسمت 156

  • ۹۹ بازدید
در خانه همه منتظر خبری هستند. آنها نمی‌دانند که منظور باریش و توفان از نقشه دوم چه بوده است. کمی بعد، توفان با عجله و استرس به خانه آمده و از فیلیز میخواهد سریع آماده شده و همراه او برود. او به فیلیز توضیح میدهد که قرار است به پزشک قانونی رفته، و جنازه سوخته […]

سریال حکایت ما قسمت 137

  • ۶۴ بازدید
باریش سریع جلو رفته، و به بهانه کیراز میخواهد فیلیز را کنار کشیده و با او صحبت کند. سلیم به او میگوید :«حرفی داری همینجا بزن.» باریش با عصبانیت میگوید:« شما کی باشی؟ برو از اینجا.» سلیم میگوید :«از این خانواده فاصله بگیر.» آنها با یکدیگر بحث میکنند و کارشان به کتک کاری میکشد. همه […]

سریال حکایت ما قسمت 133

  • ۵۷ بازدید
در بیمارستان، دکتر پیش باریش و نهال آمده و میگوید که وضعیت ساواش فعلا بهتر است، اما تا زمانی که قلبی برای او پیدا نشود، باید رعایت حال او را بکنند. نهال از اینکه باریش باعث شد به پسرش شوک وارد شده و حال او بد شود، عصبی شده و با باریش بحث میکند. او […]

سریال حکایت ما قسمت 128

  • ۹۵ بازدید
سلیم در حال بررسی پرونده اطلاعات فکری، متوجه می شود که حکمت ازدواج کرده است و وضعیت او متأهل ثبت شده است. در مطب، باریش به عمد جیب لباس خود را پاره میکند تا بهانه ای داشته باشد پیش فیلیز برود. او لباسش را به آتلیه می برد، و از فیلیز میخواهد که آن را […]

سریال حکایت ما قسمت 125

  • ۱۹۲ بازدید
صبح، هنگامی که همه از خانه می روند، چیچک پشت سر حکمت او را تعقیب میکند. حکمت پای تلفن همگانی با دوستش نعمت تماس گرفته و خبر زینب را میگیرد. چیچک متوجه می شود که زینب بی خبر رفته و تصور میکند که حکمت را قال گذاشته است و دیگر او را نمیخواهد. چیچک از […]
عنوان ۱ از ۴۱۲۳۴ »

پربیننده‌های امروز