سرگرد امیرعلی طلوعی (شهرام حقیقت دوست) در حال پیگیری پرونده گروهی از قاچاقچیان اعضای بدن است که به اسم امیر شهسواری (امیررضا دلاوری) می‌رسد و از دوستش دکتر کسری کیا (امیر آقایی) که در پزشکی قانونی کار می‌کند کمک می‌گیرد، اما دکتر کیا روش خاص خود را برای برخورد با جنایت‌کاران دارد…


برای آن‌که از قافله پندار (خبر و سرگرمی) عقب نمانید کلیک کنید و به تلگرام بیایید.
   
سریال خون سرد قسمت دوازده 12

همه آنچه باید برای سریال خون سرد قسمت ۱۲ بدانیم:

دکتر با کیفی در دست جلوی آینه‌های چراغ‌دار می‌پرسد کسرا چه می‌کنی؟ پسر معلوم هست چیکار می‌کنی؟ پسر داشتی لو می‌رفتی. به هدفت. به خانواده‌ات فکر کن و به پرونده‌های بعدی. 

اگر اینطوری رفتار کنی و شل بگیری… دفعه آخرت باشه. خودش را مواخذه می‌کند. 

پسری در کوچه در حال سیگار کشیدن و پاییدن است. سوار یک ماشین پراید شده. وقت می‌گذراند. به سروش زنگ می‌زند می‌پرسد کجایی؟‌سروش به او می‌گوید برو بیرون. ۱ صبح برو دم ایستگاه میدان هفتم تیر. سر خیابان رستمی. یک سراتو مشکی می‌آید آن‌جا. قبل از رفتن خودت هرچی ارتباط میان من و تو بوده نابود کن. گوشی‌ات را هم دور بریز. سیم کارتش را در سطل آشغال در خیابان می‌اندازد. 

سروان در حال دیدن فوتبال و خوردن ساندویچ در خانه است که با شماره او تماس می‌گیرند. دختری روی زمین افتاده و جانش را از دست داده است. باغبان گوشی او را پیدا کرده و با سروان تماس می‌گیرد و خبر را می‌دهد. می‌گوید فکر می‌کنم به او چاقو زده‌اند. نمی‌دانم زنده است یا نه. 

در یک زیرزمین تاریک، عده‌ای مشغول قماربازی هستند. سروش یکی از آن‌هاست.به نظر می‌رسد ترکیه باشد. کسی وارد شده اسلحه می‌کشد.

سروش می‌گوید در برنامه‌ام که به شرط‌بندی و سایت‌های شرط‌بندی پرداخته شده بود چند روز حواشی زیادی داشت. می‌گوید یک حرکت ساماندهی شده از طرف رقبای آن‌ها، سامان بت بوده که تازه وارد بازار شده.

کسری با مهرنوش در حال بگو مگو است. کسرا می‌گوید درگیر بودم بزرگش نکن. مهرنوش می‌گوید با همه چیزش ساخته‌ام. الان حق من این است که رعنا و نیلوفر و بقیه از زن تو مهم‌تر باشند؟

پسری که جاسوس سروش بود گلوله خورده و سروان بالای سر اوست. به نظر صحنه‌سازی می‌آید. 

کسرا در پزشکی قانونی به سروان می‌گوید همه به دلیل خفگی مرده‌اند با دست. اما بعد از آن سوخته‌شده‌اند. روایت‌های جنسی متعدد. تن‌فروشی.

در ترکیه، به سروش حمله می‌شود. فرار می‌کند. در کوچه پس‌کوچه‌های استانبول می‌تواند قایم شود. 

در اداره پلیس به سروان مژده می‌دهند که رد دختران سوخته را زده‌اند. قاتل یک گروه با گرایشات تندِ تکفیری بوده است. 

دختری را می‌بینیم که به عنوان فاحشه سوار یک خودرو شده و او را به دام انداخته‌اند. کسی که نقش فاحشه را بازی کرده، کسراست. 

دکتر به مهرنوش خبر می‌دهند که اگر قصد بچه‌دار شدن دارد باید زودتر اقدام کند و یک عمل در پیش خواهد داشت. 

کسرا دچار وهم‌های عجیب شده است. این کابوس‌ها رهایش نمی‌کنند. 

سروش با فردی صحبت می‌کند که به او می‌گویند دیگر کار ما با شما تمام است. 

کسرا سوار ماشین است و می‌گوید هیچ چیز برای من مهم‌تر از هدفم نیست. زن به او می‌گوید من حاضرم زنده نباشم به شرطی که تو هم با من بمیری. و با ماشین می‌کوبد به دیوار. هر دو آسیب دیده‌اند. زن خونی است و کسرا سعی می‌کند خودش را نجات بدهد. از ماشین بیرون می‌آید و می‌رود. 






برای آن‌که از قافله پندار (خبر و سرگرمی) عقب نمانید کلیک کنید و به تلگرام بیایید.