بایگانی برچسب ها: خلاصه داستان

سریال استانبول ظالم قسمت 28

  • ۵۰۹ بازدید
وقتی جمره دیر به خانه بازمی‌گردد، جنک به او شک می‌کند که مبادا کاری کرده باشد. جمره اعتقاد دارد که جنک فقط می‌خواهد از مادرش(شنیز) حمایت کند. اما در واقع جنک قصد دارد که از جمره در مقابل شنیز محافظت کند. او می‌گوید : « معلومه که مامانم ازت ترسیده. و اون وقتی می‌ترسه، کارهای […]

سریال دختر سفیر قسمت 6

  • ۱۹۷ بازدید
سنجر و گیدیز و گاوروک خودشان را به بالای صخره می رسانند. ناره قبل از این که خودش را به پایین پرت کند یاد اخرین حرف دخترش می افتد که به او گفته بود: «قول میدم مثل تو باشم و هرکاری که کردی من هم آن را انجام بدم… » با این فکر شروع به […]

سریال دختر سفیر قسمت 5

  • ۱۴۸ بازدید
ناره خسته و دل شکسته به کلبه برمی گردد و برای آخرین بار نگاهی به نوشته هایش می اندازد وگریه می کند. سپس بیرون کلبه می ایستد و به صخره ای خیره می شود که هشت سال پیش بالای آن ایستاده بود و بعد از جدا شدن از سنجر خواسته بود خودش را از بین […]

سریال دختر سفیر قسمت 4

  • ۱۱۹ بازدید
در خانه افه اغلو مادر سنجر از وضعیت پیش آمده ناراحت و عصبانی است و با دیدن منکشه که هنوز لباس عروسی به تن دارد و منتظر است تا سنجر ان را از تنش در بیاورد به اتاق او می رود و می گوید: «تو عروس خانواده بزرگ افه اغلو هستی. همیشه باید سرت بالا […]

سریال دختر سفیر قسمت 3

  • ۱۷۰ بازدید
مادر سنجر از او می خواهد به اتاق تازه عروس برود و کنار او بخوابد. اما سنجر پریشان تر از این حرفا است و به اصطبل می رود و خودش را روی زمین می اندازد. گاوروک به او نزدیک می شود و می گوید: «باز هم پرنده مهاجر را فراری دادی! » و کنار سنجر […]

سریال دختر سفیر قسمت 2

  • ۱۸۹ بازدید
بالاخره مسافران به مقصد که شهر مغلا است می رسند. گیدیز که از ناره خوشش امده دنبال او می گردد تا خداحافظی کند. ناره از او می پرسد: « درمورد پسر کشاورز چیزی نگفتید؟ » گیدیز جواب می دهد: «سنجر دوست و شریک من است. او در این مورد همیشه سکوت می کند ولی این […]

سریال دختر سفیر قسمت 1

  • ۱۷۷ بازدید
در شهر پودگوریستا در کارا داغ، ملک دختر کوچولویی که بعد از تماشای نمایش خیابانی به خانه برمی گردد با صحنه ی وحشتناکی روبرو می شود. او جسد دایی اش را در کف اتاق می بیند و جیغ می کشد. در حمام خانه زنی زیبا به نام ناره با چاقوی خونی در دست جلوی آیینه […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 112

  • ۲۴۶ بازدید
اندر که از دیدن کایا متعجب شده، هنگام استقبال از اریم کمی ذهنش مشغول است. اریم از اینکه مادرش از دیدن او ذوق زده نشده است متعجب می شود. کایا جلو آمده و بعد از سلام با هالیت، با اندر نیز احوالپرسی میکند. هالیت به آنها میگوید :« فکر کنم شما قبلا با هم تو […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 111

  • ۳۹۸ بازدید
زهرا و هالیت به خانه بر میگردند.‌ ییلدیز میفهمد که زهرا و کمال از هم جدا شده اند. هالیت با عصبانیت پیش ییلدیز رفته و بخاطر اینکه با دادن ربع سکه به عنوان هدیه به دوستش، آبروی او را برده است با او دعوا میکند. ییلدیز به روی خودش نمی آورد و میگوید که از […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 110

  • ۱۱۶۹ بازدید
ییلدیز به شرکت هالیت رفته و به اتاق اندر می رود. اندر در مورد نقشه روز قبل ییلدیز در هتل صبحت میکند. ییلدیز ابتدا گوشی اندر را نگاه میکند تا صدایشان را ضبط نکند و سپس صحبت میکند.‌ او تصور میکند که دیگر در مقابل نقشه های اندر، زرنگ شده است.‌اندر اهمیتی به کار او […]
عنوان ۴ از ۵«۱۲۳۴۵ »

پربیننده‌های امروز