بایگانی برچسب ها: داستان سریال تلخ و شیرین

سریال تلخ و شیرین قسمت آخر

  • ۱۱۴۳ بازدید
صدری پرستار را به صندلی می بندد و همراه فلاح از بیمارستان فرار می کند. خانم معلم در اتاق دبیران از کورای خواسته تا ورقه ای که در آن از سودا شکایت شده را امضا کند. اما کورای دست دست می کند و حیات می گوید:« تو که سودا را دوست نداری پس امضا کن.» […]

سریال تلخ و شیرین قسمت 98

  • ۸۲۷ بازدید
قلب حیات به شوک پاشخ می دهد و او بالاخره به هوش می آید. وقتی این خبر به گوش گزیده و بچه ها می رسد، شادی به چهره هایشان برمی گردد. حیات حالش بهتر شده و تامر او را به خانه می برد. حیات می گوید در طول بیهوشی فقط کابوس دانش آموزانم را دیدم. […]

سریال تلخ و شیرین قسمت 97

  • ۶۵۱ بازدید
آسیه و کورای از دیسکو بیرون می آیند. آسیه می گوید:”  خوب شد که سودا را فراموش کردی.” ولی کورای می گوید:” من هنوز هم عاشقش هستم. ولی بودنش در کنار من به او صدمه می زند. بهتر است جدا بمانیم.” آسیه می گوید:” امیدوارم ندیم از باهم بودنمان چیزی نفهمد. چون نمی خواهم بیشتر […]

سریال تلخ و شیرین قسمت 96

  • ۷۱۵ بازدید
آسیه از ندیم جدا شده و در گوشه ای گریه می کند. کورای کنارش می نشیند و آسیه به او می گوید: «از اینجا برویم. دیگر تحمل ماندن در این مدرسه را ندارم.» امل پیش تارکان می رود و می گوید: «شنیده ام می خواهی همراه کورای از اینجا بروی.» تارکان جواب می دهد: «من […]

سریال تلخ و شیرین قسمت 95

  • ۴۶۳ بازدید
کورای به دفتر شریف می رود و از او پرونده اش را می خواهد تا به مدرسه ی قبلی اش برگردد. شریف می گوید:”آقای فلاح به عنوان اولیای تو از من خواهش کرده که پرونده را دست تو ندهم. اگر ولی دانش آموز راضی نباشه، دانش آموز نمی تواند مدرسه را ترک کند‌. ” کورای […]

سریال تلخ و شیرین قسمت 94

  • ۶۳۶ بازدید
تامر و حیات در پارک قدم می زنند. تامر به او می گوید وقتی می خندی زندگی رنگی می شود. حیات لبخند می زند و از تامر به خاطر همراهی اش تشکر می کند و فلاح مثل همیشه آنها را از پشت درخت ها می پاید. در مدرسه تارکان به کورای می گوید: «من و […]

سریال تلخ و شیرین قسمت 93

  • ۷۸۶ بازدید
سودا را به درمانگاه می رسانند. معلوم می شود که از ناراحتی زیاد فشارش افتاده است. او حالش بهتر می شود و به مدرسه برمی گردد. کورای پیش شریف می رود و می گوید قصد دارد به مدرسه ی قبلی اش برگردد. شریف سعی می کند با نصیحت کردن او را منصرف کند ولی کورای […]

سریال تلخ و شیرین قسمت 92

  • ۵۵۲ بازدید
فلاح عکس هایی را که صدری از حیات و تامر در کنار هم گرفته را تمشاش می کند. و با عصبانیت می گوید: «به تو نشان خواهم داد من کیم! » تامر که شب را در خانه ی حیات برای مراقبت از دخترها گذارنده، صبح صبحانه آماده می کند و قبل از بیدار شدن حیات […]

سریال تلخ و شیرین قسمت 91

  • ۵۶۹ بازدید
بیتا خانم به کمک حیات غذای مورد علاقه ی پریهان سطان را که دلمه ی فلفل هست با ادویه ی کاری درست می کند و به دفتر شریف می آورد. شریف به استقبال مادرش می رود و او را به طرف اتاقش راهنمایی می کند و از او می خواهد که فرصت دیگری به بیتا […]

سریال تلخ و شیرین قسمت 90

  • ۶۳۱ بازدید
کورای در ادامه ی حرفش درباره ی افتادن در رودخانه می گوید: «سودا را به هوش آوردم و پایش را که به شذت درد می کرد با چوب بستم. بالاخره با هر زحمتی بود کلبه ای در وسط جنگل پیدا کردیم. سه روز از سودا که تب داشت مراقبت کردم و وقتی او به هوش […]
عنوان ۱ از ۶۱۲۳۴۵ » ...آخر »

پربیننده‌های امروز