بایگانی برچسب ها: سریال هرجایی با زیرنویس فارسی

سریال هرجایی قسمت 74

  • ۲۲۱ بازدید
میران رو به مادربزرگش که نقشه هایش به باد رفته می گوید: «با این کارها نمی توانی من و ریان را از هم جدا کنی. چون من متوجه همه چیز و همه رفتارهایت هستم. » سپس توضیح می دهد که چطور افرادش عزیزه را تعقیب کرده و از همه نقشه هایش سر در آورده اند […]

سریال هرجایی قسمت 54

  • ۱۸۱ بازدید
میران با شوق انگشتری که متعلق به مادرش بوده را از گردنش باز کرده و به دست ریان می دهد و می گوید: «درست از جایی که مادرم تنهایم گذاشت در آغوشم گرفتی و حالا تنها یادگاری مادرم را به تو میسپارم. » آنها با چشم هایی لبریز از عشق و دست در دست هم […]

سریال هرجایی قسمت 53

  • ۱۷۸ بازدید
ریان در عمارت حشمت خان خودش را نوه ی نصوخ شاداغلو معرفی کند. حشمت که هدف او از آمدن به آنجا را فهمیده می گوید: «اگر بین خانواده های بزرگ این شهر که الگوی مردم عادی هستند، خصومتی به جود بیاید اولین کار ما ازدواج بین این دو خانواده است وگرنه خونریزی به پا می […]

سریال هرجایی قسمت 52

  • ۲۹۹ بازدید
آزاد بعد از دعوای سختش با میران با ریان سوار ماشین می شوند و به طرف مزرعه می روند. آزاد به ریان می گوید: «نباید دخالت می کردی. » و ریان گریه کنان می گوید: «اجازه می دادم به خاطر من کشته شوی؟ من خسته شده ام از این که تو و میران تا به […]

سریال هرجایی قسمت 51

  • ۳۱۶ بازدید
در عمارت شاداغلو، همه آماده رفتن به خانه مزرعه هستند و پریشان هستند. نصوخ به آنها دلداری می دهد و می گوید: «نگران نباشید به زودی به خانه خودمان برمی گردیم. حتی نوه های شما هم در همینجا زندگی خواهند کرد. » هاندان و یارن، ریان را مقصر می دانند و سرزنشش می کنند. هازار […]

سریال هرجایی قسمت 50

  • ۲۴۷ بازدید
میران در مقابل شنیدن جواب نه از سوی ریان به درخواست ازدواجش به هم می ریزد و فریاد می زند: چرا وقتی چشم هایت به من آره می گوید زبانت به نه می چرخد؟ ریان دست او را می گیرد و به داخل کلبه می برد و می گوید: تو این کلبه را به جای […]

سریال هرجایی قسمت 49

  • ۳۷۶ بازدید
میران سرش را روی زانوی اسما می گذارد و می گوید: ذهن و قلبم به هم ریخته. هرکاری کردم به خاطر مادرم کردم. نمی دانم اشتباه بود یا نه. هازار گفت اگر مادرت زنده بود با این رفتارهایت هرگز تو را حلال نمی کرد. انگار توی برزخ زندگی می کنم. به تنها چیزی که اطمینان […]

سریال هرجایی قسمت 48

  • ۲۳۰ بازدید
در عمارت شاداغلو همه در اتاق ازاد جمع شده اند. هاندان نگاهی به زهرا می کند و می گوید : به خاطر دختر اینها ببین به کجا ریدیم. هاندان به حیاط می رود و به جهان می گوید : به من خبر دادند ازاد می خواسته به گونول دست درازی کند که گونول به او […]

سریال هرجایی قسمت 47

  • ۲۲۱ بازدید
آزاد که از انتظار کشیدن خسته شده تصمیم می گیرد گونول را آزاد کند. دست های او را باز می کند و می گوید:من از ریان دت نمی کشم ولی از این مسخره بازی هم خسته شدم. از اول نباید این کار را می کردم. گونول از یک لحظه غفلت او استفاده کرده، اسلحه اش […]

سریال هرجایی قسمت 46

  • ۲۲۱ بازدید
ریان غمگین به میران نگاه می کند و می گوید: توی یک روز چه چیزی را می خواهی عوض کنی؟ میران می گوید: خیلی چیزها را می توانم توضیح دهم. لطفا قبول کن. ریان بالاخره تسلیم می شود. زیر درختی می نشیند. میران آرام شروع به حرف زدن می کند: از وقتی یادم می آید […]
عنوان ۱ از ۶۱۲۳۴۵ » ...آخر »

پربیننده‌های امروز