بایگانی برچسب ها: سریال

سریال عشق تجملاتی قسمت 89

  • ۱۹۵ بازدید
عایشه بابت اینکه کرم شب گذشته به او‌ دروغ گفته بود، عصبانی می شود. همان لحظه کرم با او تماس میگیرد و عایشه بی مقدمه شروع به دعوا با او کرده و سپس گوشی را قطع میکند‌. کرم از اینکه عایشه حرف او را در مورد اینکه آن دختر فقط با او مشورت کرده بود […]

سریال عشق تجملاتی قسمت 88

  • ۱۸۵ بازدید
کرم و عایشه راهشان را جدا کرده و به سمت خانه می روند. عایشه در مسیر مدام با خودش غر زده و از کرم بد گویی میکند. زنهای محله پشت سر او به آرامی راه می روند تا حرفهای او را بشنوند. کرم نیز در مسیر با خودش حرف می زند. او ناگهان به یاد […]

سریال عشق تجملاتی قسمت 87

  • ۲۰۰ بازدید
کرم در اتاق میخواهد با عایشه حرف بزند. عایشه حاضر به گوش دادن حرفهای او نیست. کرم میگوید که درست است ماجرای پدرش را از او پنهان کرده، اما همچنان او را دوست دارد، و توضیح میدهد که همه چیز سو تفاهم است و آقا محسن به پدر عایشه بدی نکرده و آنها اشتباه می‌کنند.عایشه […]

سریال کلاغ قسمت 33

  • ۱۹۴ بازدید
دیلا میخواهد خودش خبر ازدواج را به خانواده بدهد و از کوزگون می‌خواهد که شب به ویلا بیاید. دیلا نزد کمیسر می‌رود. او از اینکه مجبور است کارهایی بکند که خوشش نمی‌آید ابراز ناراحتی می‌کند. کمیسر می‌گوید: « کار درستی کردی، چاره ای نداشتی وگرنه بهرام تورو میکشت. باید کاری کنی که این ازدواج واقعی […]

سریال کلاغ قسمت 32

  • ۲۱۷ بازدید
مریم پسرش(کوزگون) را در مورد دیلا نصیحت میکند تا دیگر قلب آن دختر را نشکند. کارتال که جهان را تعقیب کرده، زندانی کردن علی در یک انبار بزرگ را می‌بیند. اطراف انبار بسته است و دری برای داخل شدن کارتال وجود ندارد. او به دوست علی (زکی) زنگ میزند و جریان را می‌گوید. کارتال می‌خواهد […]

سریال کلاغ قسمت 31

  • ۲۰۷ بازدید
شخصی که به عنوان بهرام آدی وار با بورا ملاقات داشته، در واقع نقش بازی کرده و خود بهرام نیست. دیلا وسایل را از دفترش جمع میکند تا به شرکت پدرش نقل مکان کند. کوزگون در کوچه باز هم به دیلا اخطار می‌دهد که لجبازی نکند و کاری که بهرام به او سپرده انجام دهد. […]

سریال کلاغ قسمت 30

  • ۲۰۶ بازدید
قمری به دفتری میرود تا پرونده مربوط به قتل شرف داغستانی را بگیرد. او کارت عضویت در دفتر خبرنگاری شرمین داغستانی را نشان میدهد و پرونده را برای تحقیقات می‌گیرد. مردی که مسئول بود، با بورا تماس می‌گیرد و میگوید: « یه دختری از دفتر شرمین اومد و پرونده مربوط به پدرتون رو گرفت. نگران […]

سریال حکایت ما قسمت 167

  • ۱۳۶ بازدید
شب، رحمت دم خانه دنیز می رود. دنیز از دست او خیلی عصبانی است و حاضر به حرف زدن با او نیست. رحمت به او حق میدهد و میگوید که مشکلات خانوادگی زیادی داشته و نتوانسته از او خبر بگیرد. دنیز با عصبانیت میگوید که حس میکند مانند عددی اضافه در زندگی اوست که نبودنش […]

سریال حکایت ما قسمت 166

  • ۱۱۳ بازدید
چیچک به خانه می رود.او از اینکه موجب ناراحتی فیلیز شده نگران است. وقتی جمیل و باریش به خانه می روند، و چیچک ماجرا را میفهمد، از دست جمیل عصبانی و ناراحت می شود. او و جمیل در مورد علاقه خودشان صحبت میکنند و چیچک به جمیل میگوید در قبال آزاد کردن باریش، او نیز […]

سریال حکایت ما قسمت 165

  • ۱۲۵ بازدید
فیلیز با دیدن اخبار شوکه می شود. چیچک و بچه ها اعتراف می‌کنند که این مسأله را از فیلیز پنهان کرده بودند.فیلیز از چیچک ناراحت می شود. باریش با دیدن حالتهای حکمت در فیلم، متوجه می شود که او بیماری روانی مادرش را به ارث برده و از روی مریضی اینگونه رفتار میکند. حال فیلیز […]
عنوان ۶ از ۳۲« اولین...«۴۵۶۷۸ » ۱۰۲۰۳۰...آخر »

پربیننده‌های امروز