بایگانی برچسب ها: ماجرای سریال حکایت ما

سریال حکایت ما قسمت 157

  • ۲۰۶ بازدید
فیلیز به مدرسه رفته و برای گرفتن دیپلم ثبت نام میکند. سپس برای کار به عنوان دستیار رستوران به مصاحبه می رود. مدیر رستوران که زنی بد اخلاق است، به خاطر اینکه فیلیز دیپلم ندارد او را استخدام نکرده و با تحقیر او را بیرون میکند. توفان که دم خانه نهال کشیک میدهد، او را […]

سریال حکایت ما قسمت 134

  • ۱۳۴ بازدید
پسر باریش مرخص شده و همگی به خانه برمیگردند. باریش، ساواش را به اتاق خواب خودشان میبرد و با نهال هر دو کنار او می‌خوابند تا به ساواش آرامش دهند. صبح روز بعد، فیلیز در آتلیه است و باریش نیز به مطب می آید. آنها یکدیگر را بدون هیچ حرفی تماشا می‌کنند. کمی بعد از […]

سریال حکایت ما قسمت 133

  • ۱۲۹ بازدید
در بیمارستان، دکتر پیش باریش و نهال آمده و میگوید که وضعیت ساواش فعلا بهتر است، اما تا زمانی که قلبی برای او پیدا نشود، باید رعایت حال او را بکنند. نهال از اینکه باریش باعث شد به پسرش شوک وارد شده و حال او بد شود، عصبی شده و با باریش بحث میکند. او […]

سریال حکایت ما قسمت 132

  • ۱۲۵ بازدید
فیلیز عصبانی می شود و میگوید :«تو داری چیکار می‌کنی. زنت اینجاست. اینجا منو میبوسی و میری اونور زنت رو‌ بغل می‌کنی. من الان از اینجا میرم. اگه دنبالم بیای چنان بلایی سرت میارم که زن باکلاست ندونه چیکار کنه. » او سریع ساختمان را ترک میکند. باریش به دنبال او می رود. فیلیز سوار […]

سریال حکایت ما قسمت 131

  • ۱۴۵ بازدید
توفان با عصبانیت بیرون آمده و فیلیز و فکری را در حال سوار شدن ماشین سلیم می بیند. او پیش فیلیز می آید و ماجرای خانه را تعریف کرده و زینب را در سو استفاده از وضعیت تولای مقصر می‌داند. فیلیز ناراحت شده و چیزی برای گفتن ندارد. توفان پتو و بالش به دست به […]

سریال حکایت ما قسمت 130

  • ۱۳۸ بازدید
زینب با گریه از باریش میخواهد خودش با فیلیز صحبت کرده و او را راضی کند. و نگوید که زینب با او حرف زده است. کیراز و فیکو به تیمارستانی که فکری در آن بستری است می روند. مسئولین بیمارستان به آنها میگوید که برای ترخیص کردن او، باید فردی بالغ به آنجا بیاید. بچه […]

حکایت ما قسمت 129

  • ۲۱۳ بازدید
بعد از اینکه فیلیز و سلیم حرکت میکنند، در راه ناگهان حال فیلیز بد شده و نفس تنگی میگیرد. او از ماشین پیاده می شود تا به خودش بیاید. برنامه نهار آنها کنسل می شود و سلیم فیلیز را به خانه می برد. باریش و نهال به رستوران می روند. هنگامی که باریش به دست‌شویی […]

سریال حکایت ما قسمت 128

  • ۱۷۳ بازدید
سلیم در حال بررسی پرونده اطلاعات فکری، متوجه می شود که حکمت ازدواج کرده است و وضعیت او متأهل ثبت شده است. در مطب، باریش به عمد جیب لباس خود را پاره میکند تا بهانه ای داشته باشد پیش فیلیز برود. او لباسش را به آتلیه می برد، و از فیلیز میخواهد که آن را […]

سریال حکایت ما قسمت 127

  • ۲۹۳ بازدید
در خانه باریش، نهال هنگام بیرون آمدن وانمود میکند که سرکار می‌رود، اما بعد از رفتن باریش، تاکسی میگیرد و پشت سر او می رود. وقتی باریش به مطب می رسد، دم در ، عمه امره با او در حال دعوا کردن است. همه دم در جمع شده اند. باریش میخواهد جلوی امره را بگیرد، […]

سریال حکایت ما قسمت 126

  • ۲۰۷ بازدید
فیلیز ادامه میدهد :«من احتیاج دارم بفهمم چیزی که بینمون بوده دروغ نبوده. اون ماشین مشکی هم که تعقیبم میکرد تو بودی؟» باریش خودش را به آن راه زده و میگوید :«نمی‌فهمم چی میگی.مگه من ازت راجع به او وکیل میپرسم؟ پس تو هم حق نداری همچنین چیزی ازم بپرسی». فیلیز با ناراحتی از مطب […]
عنوان ۱ از ۷۱۲۳۴۵ » ...آخر »

پربیننده‌های امروز