بایگانی برچسب ها: ماجرای سریال سیب ممنوعه

سریال سیب ممنوعه قسمت 132

  • ۷ بازدید
در خانه اندر، ییعیت با اندر رو به رو می شود. او وقتی رفتارهای اندر و هالیت را با اریم می بیند که چطور به او رسیدگی میکنند، یاد کودکی خودش و کتکهایی که از پدرش می خورد، می افتد. ییلدیز در خانه تنها نشسته و با لیلا تماس میگیرد. او میفهمد که همه به […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 131

  • ۶ بازدید
شب کایا دم خانه اندر می آید تا به او و اریم سر بزند. اندر به او میفهماند که هالیت مدتی را بخاطر اریم در خانه آنها می ماند. کایا که انتظارش را نداشته، بهانه آورده و داخل نمی آید. در خانه ییعیت، آبجی نگار آمده و برای او شام آورده است. او خبر میدهد […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 130

  • ۱۷ بازدید
ییلدیز شوکه شده و باورش نمی شود. او فکر میکند که باز هم همه چیز زیر سر اندر است و او با حرفهایش هالیت را پر کرده است تا از او طلاق بگیرد. هالیت بی توجه به ییلدیز به اتاق رفته و چمدانش را جمع میکند. ییلدیز نمی‌تواند مانع او شود. در شرکت، زینب با […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 129

  • ۱۸ بازدید
آسمان خانم بعد از رفتن ییلدیز، از اتوبوس پیاده شده و با اینکه زینب گفته بود آمادگی دیدن او را فعلا ندارد، میخواهد قبل از رفتن حتما با زینب خداحافظی کند. شب، زینب و علیهان به خانه الیف می روند. الیف دوستان دوره دانشگاه را جمع کرده است. کمی بعد، دختری به نام هازال پیش […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 128

  • ۱۲ بازدید
در بیمارستان، زرین پیش علیهان رفته و از بابت خانواده زینب ابراز نگرانی میکند. او میگوید که زینب خانواده درستی نداشته و از این لحاظ اصلا به آنها نمی آید. زینب اتفاقی حرفهای او را می شنود. علیهان از زرین ناراحت شده و هیچ ارتباطی بین مشکلات خانوادگی و زینب نمی‌بیند و از زرین میخواهد […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 127

  • ۱۷ بازدید
اریم را فوری سوار آمبولانس کرده تا به بیمارستان ببرند. بقیه نیز به سمت بیمارستان می روند. در خانه، اندر با خوشحالی از خواب بیدار می شود. جانر از اینکه اندر تا این حد سرحال است متعجب شده و میخواهد علت حال اندر را بداند، اما اندر چیزی نمی‌گوید. او با خودش به شب گذشته […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 126

  • ۱۸ بازدید
ییلدیز لب اسکله پیش زینب می رود. آنها یکدیگر را بغل کرده و گریه میکنند. سپس به یکدیگر قول میدهند که همچنان مثل گذشته باشند و یکدیگر را خواهر واقعی خود میدانند. شب ییلدیز در اتاق با ناراحتی نشسته است. وقتی هالیت به اتاق می اید، ییلدیز از او انتظار حمایت و دلداری دارد، اما […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 125

  • ۱۳ بازدید
در شرکت، دسته گلی برای اندر می آید که روی آن نوشته شده «معذرت میخوام». دسته گل از طرف کایا است و او با لبخند از کنار اندر رد می شود. اندر نیز با لبخند جواب او را میدهد. سپس در فرصت مناسب جلو رفته و بابت گل از او تشکر میکند. در خانه زینب […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 124

  • ۲۵ بازدید
اندر با ناراحتی و گریه به خانه آمده و به جانر زنگ می زند، اما جانر که در مراسم عروسی زینب و علیهان مشغول است، جواب او را نمی‌دهد. جانر پیش زهرا رفته و مشغول صحبت می شوند. زینب و علیهان درحال رقصیدن هستند . ییلدیز نیز از هالیت میخواهد که باید یکدیگر برقصند. ییلدیز […]

سریال سیب ممنوعه قسمت 123

  • ۱۹ بازدید
زینب به شرکت پیش علیهان می رود. علیهان به او میگوید که برایش سوپرایزی دارد، و سپس برگه قولنامه خانه ای که موقتا تا زمان درست شدن خانه اصلی گرفته است را به او میدهد. زینب در ظاهر خوشحال شده و سپس با کنایه میگوید که طبق برنامه چند ساله برای ازدواج، آن خانه موقت […]
عنوان ۱ از ۱۰۱۲۳۴۵ » ...آخر »

دیدنی‌ها

برچسپ ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است