بایگانی برچسب ها: ماجرای سریال وارش

سریال وارش قسمت 18

  • ۱۱۹ بازدید
دادگاه وارش به پایان میرسد. کیانی وکیلی که ده سال پیش وکالت وارش را قبول کرد اما نتوانست بی گناهی او را ثابت کند در جایگاه شاهد قرارمیگیرد. بعد از پرونده وارش کیانی نیز دچار مشکلات عمده ای میشود‌. و الان بازنشسته شده است. وارش نیز در جایگاه قرار میگیرد و عنوان میکند که از […]

سریال وارش قسمت 17

  • ۱۰۶ بازدید
موسی بعد از فروش کارخانه سوار بر ماشین میشود. و فرار میکند. از طرفی شکوفه و مادرش که شب قبل منتظر آمدن موسی و بردن آنها پیش شاپور بودن از نیامدن موسی نگران میشوند. به کارخانه میروند و متوجه میشوند موسی کارخانه را فروخته است. شکوفه که به خیانت موسی شک داشت الان مطمن میشود. […]

سریال وارش قسمت 16

  • ۱۴۷ بازدید
انقلابیون بعد از فتح ژاندارمری و دستگیری شایلو به طرف دفتر نماینده( دادستار ) میروند. دادستار در حال جمع کردن مدارک و پول های است که در دفترش پنهان کرده. و با عجله قصد فرار دارد. جاوید و چند تن دیگر به موقع به آنجا میرسند و او را دستگیر میکنند. در حیاط ژاندارمری مردم […]

سریال وارش قسمت 15

  • ۱۰۳ بازدید
کیانی اجازه ورود به دادگاه را ندارد.بیرون دادگاه در حال قدم زدن است و‌نگران و عصبانی چشم به ساختمان دادگاه میدوزد. دادستار وارد اتاق قاضی میشود‌. قاضی میگوید :« آمدن شما در اینجا اصلا به صلاح نیست.» دادستار میگوید :« میدانم اما نتوانستم طاقت بیاورم. تجارت خاویار خیلی مهم است.» دادستار از قاضی میخواهد که […]

سریال وارش قسمت 14

  • ۱۲۸ بازدید
کیانی( وکیل وارش ) تمام سعی خود را برای اثبات بی گناهی وارش به کار میبندد. به خانه ی میرولی میرود و با یوسف صحبت میکند. و از او راجع به ماجرای قتل ملک و یار محمد میپرسد. بعد از او پرسید :« دوست داری مادرت را ببینی؟ » یوسف سر به زیر انداخت و […]

سریال وارش قسمت 13

  • ۱۰۵ بازدید
عروسی وارش در منزل تراب برپا است. تراب صدای جار و جنجال موسی را میشنود‌. عصبانی به اتاق پشتی میرود. نیر( همسر تراب ) در اتاق پشتی چمپاته زده است. تراب با عصبانیت به او میگوید : « مگه بهت نگفتم اگه طاقتش رو نداری برو خونه ی برادرت ؟! به اون داداشتم بگو صداشو […]

سریال وارش قسمت 11

  • ۱۰۶ بازدید
یوسف و جاوید بی پول و گرسنه در تهران آواره مانده بودند.تصمیم گرفتند کاری پیدا کنند و خرج و مخارج خودسان را تامین کنند. بهترین گزینه برای آنها که سابقه ی کار در رستوران خودشان را داشتند کارگری در رستوران بود. به در رستورانی رفتند. یوسف از پیش خدمت آنجا پرسید :« آقا شما کارگر […]

سریال وارش قسمت 12

  • ۱۶۴ بازدید
وارش برای آزادی بچه هایش راهی به جز جلب رضایت تراب ندارد. برای اینکار ابتدا شروع به جمع آوری پول کردن. از فروختن رستوران تا گرفتن پول از همسایه ها و.‌‌‌.‌ اما پول انها به صد هزار تومان نمیرسید. میرولی بازرگانی را میشناخت در که در کار خرید و فروش ماهی تا چایی و….بود. با […]

سریال وارش قسمت 10

  • ۲۰۹ بازدید
یوسف بعد از به آتش کشیدن کارخانه ی تراب هراسان پیت نفت را به سمتی پرتاب کرد.لنگه کفشش هم از پایش درآمد و در پشت بوته ها پنهان شد. خیلی زود اهالی با داد و بیداد جمع شدند و مشغول خاموش کردن آتش شدند.یوسف نیز به درون قایق پدرش رفت و آنجا نشست. در خانه […]

سریال وارش قسمت 7

  • ۱۸۵ بازدید
وارش خسته و غمگین با فرزندانش سرگردان در کوچه و بازار میرفت. بی پول و خسته بود. حمل کردن دو بچه همزمان و سیر کردن شکم آنها برای وارش غیرممکن شده بود. در بازار میرفت که ناگهان فکری به ذهنش رسید. جاوید را در آغوش گرفته بود و یوسف را در سبدی حمل میکرد. به […]
عنوان ۲ از ۳«۱۲۳ »

پربیننده‌های امروز