بایگانی برچسب ها: ACHMAZ FARSI

سریال آچمز قسمت هشتم

  • ۳۹۱ بازدید
  متین برای دیدن عکس های قدیمی خانوادگی به خانه عمه طاهره می رود . او عکسی که مادربزرگش در آن طاهره را باردار است می بیند و می پرسد : ” از زمانی که مامان بزرگ بابامو بارداره عکسی دارین ؟ ” طاهره می گوید: ” فکر نکنم .” مینا دختر عمه ی متین […]

سریال آچمز قسمت هفتم

  • ۳۹۱ بازدید
متین حرف های مصیب را باور نکرده است اما فرزاد فکر می کند که مصیب برادر دوقلوی عمه ی متین است. متین می گوید :”شبیه بابای منه قبول . ولی هم سن عمه م نیست شبیهش هم نیست. چطور ممکنه داداش دوقلوی عمه م باشه؟” و به همین ترتیب آنها درباره اینکه کی به کی […]

سریال آچمز قسمت ششم

  • ۳۲۱ بازدید
فرزاد می خواهد هرطور که شده پدر متین را به جلسه بیاورد. برای اینکار سراغ عمه ی او یعنی طاهره می رود. لطیف هم در خانه می ماند و وسیله های دفتر را میچیند. سپس کیسه پر از طلا را برمی دارد تا در جای بهتری قایم کند. در انباری چاله ای را می بیند […]

سریال آچمز قسمت پنجم

  • ۴۹۱ بازدید
متین به خانه می رود و مادربزرگش از او گله می کند . او هم درباره توقعاتی که از پدرش دارد حرف می زند؛ مثلا اینکه چرا دو ساعت ماشینش را به او نمی دهد ولی خانم جان از پدر او طرفداری می کند . لطیف هم معلم سرخانه ی دختری به نام مینا است […]

سریال آچمز قسمت چهارم

  • ۳۳۲ بازدید
  هوشنگ با آقا صابر می رود سراغ مصیب تا باهم به جایی بروند .هوشنگ می گوید: “بابا یه چیزایی یادش اومده .” بعد از پدرش می پرسد: “بابا به من بگو راسته که سر مادر این آقا شیره مالیدی و بچه شو از چنگش در آوردی؟ ” آقا صابر سکوت می کند. او جلوی […]

سریال آچمز قسمت سوم

  • ۳۸۱ بازدید
  هوشنگ و سارا و سحر در حیاط خانه ی پدرشان با هم بحث می کنند. هوشنگ معتقد است که سارا و سحر از زیر کار در می روند و به آقاجون خوب رسیدگی نمی کنند و یادآوری می کند که طبق قرعه کشی هرکدام موظفند هفته ای دو بار به آقا صابر سر بزنند. […]

سریال آچمز قسمت دوم

  • ۴۰۱ بازدید
برای تماشای ویدئوهای بیشتر، زودتر و دیدنی‌تر، عضو کانال تلگرام پندار۲۴ شوید برای اطلاع از آخرین خبرها درباره کرونا و ایران، عضو کانال تلگرامی مشکی‌پلاس شوید عضو کانال یوتیوبی پندارمدیا شوید

سریال آچمز قسمت اول

  • ۴۹۸ بازدید
ماه بیگم که زن جوانی است و دو نوزادش را همراه دارد در کوچه ها این طرف و آن طرف می رود تا آدرسی را پیدا کند. او بعد از پیدا کردن نشانی، از لابه لای دیوارهای کوچه پاکتی پول برمی دارد و در عوض آن یکی از دوقلوهایش را جلوی طاقچه ی همان کوچه […]

پربیننده‌های امروز